eitaa logo
《شرف خانه》🇮🇷
31 دنبال‌کننده
210 عکس
12 ویدیو
1 فایل
شرفخانه، بندری دوست داشتنی کنار دریاچه ی ارومیه🌱 _ از لحظه هایم می نویسم! _ @N_Zanjany _ پیام ناشناس https://daigo.ir/secret/21837226467
مشاهده در ایتا
دانلود
یا ایها العزیز ادرکنی یا ایها العزیز اغثنی.
امیدمان به خداست. یقینا این راه پر از پیروزیست. وصل شدم به دعا . که مطمئنا دعا راه را کوتاهتر می کند . مگر نه اینکه بنی اسرائیل دعا کردند و منجی زودتر از موعد ظهور کرد. حالا بیشتر از هروقتی برای آمدنش دعا می کنم. اللهم عجل لولیک الفرج
خیلی وقت هست که به" قوی بودن" فکر می کنم. "قوی بودن "در مقابل حوادث ! از همان صبحی که فهمیدم حاج قاسم را زدند . غمی که به دلم نشست و بعد شادی عین الاسد و بعد غم هواپیمای اوکراین. روزگاری که مدام بالا و پایین می شویم! شهادت سید حسن نصرالله دلم را تاریک و سرد کرده بود. غم ورود اسرائیل به لبنان هم رویش. دیشب طنین الله اکبر، از بام پیچ خورد و رسید تا طبقه ی پایین و پخش شد توی اتاق هامان . الله اکبر های پشت سرهم و بلند به جانمان نشست. الله اکبرهایی که از بُن جان بود. تلویزیون را روشن کردم و همراه بچه ها با بهت نگاه کردیم . شادی و ترس و غم به هم آغشته دلمان را پر کرد . از ته دل اسم امام زمان(عج) را صدا زدم . بچه ها و همسرم همه مان جلوی تلویزیون ایستاده بودیم و به موشک ها نگاه می کردیم. موشک هایی که تیز راه باز می کردند و در یک لحظه زمین را به آتش می کشیدند.
《لبیک یا خامنه ای 》 خدایا بعدش خواندن نماز توی قدس پشت سر امام زمان(عج) را نصیبمان کن.
بسم رب شهداء و صدیقین. امید داریم به روزی که : او با سپاهی از شهیدان خواهد آمد.
از تو ماشین ،ماشین های دیگر را دید می زنم. چشم تو چشم می شوم. با نگاه با هم حرف می زنیم :تو هم می ری اونجا که ما می ریم!" و ثانیه ای بعد خنده ای رد وبدل می کنیم.
چند تا جوان ایستادند عکس پشت شیشه می چسبانند. می ایستیم کنار ماشین های منتظر . رنگ و بوی شهید قدس می گیریم .
می ایستیم تا وضو بگیریم و بقیه ی کارها! یک لحظه جماعتی از نسوان می ریزند توی راهروی تنگ سرویس بهداشتی . چسبیده به هم وضو می گیریم. می پرسم :میرید نماز جمعه؟ همان جور که صورتش را می شوید سر تکان می دهد . خانمی وارد نشده داد می زند:کار واجبتونو بکنید وضو توی اتوبوس .راننده داره میره ها.》 لهجه دارد .دوباره می پرسم از کجا می آیید، با عجله وضو را هم می آورد :بیرجند" همیشه بیرجند را با بجنورد قاطی میکنم.انگار گیجی را توی صورتم میبیند:خراسان جنوبی.
با متروی صلواتی پیش به سمت جهاد.