eitaa logo
نونِ نوشتن📜🖋
141 دنبال‌کننده
128 عکس
20 ویدیو
0 فایل
ما در این دشت به امید تو انگور شدیم...
مشاهده در ایتا
دانلود
پشیمان می‌شود هر کس برای تو نمی‌میرد چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی
ما گدایان خیل سلطانیم.mp3
6.48M
ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمی‌دانیم چون دلارام می‌زند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم دوستان در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم مر خداوند عقل و دانش را عیب ما گو مکن که نادانیم هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزاردستانیم تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم تو به سیمای شخص می‌نگری ما در آثار صنع حیرانیم هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم سعدیا بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیم ترک جان عزیز بتوان گفت ترک یار عزیز نتوانیم دقایقی از شعر و موسیقی اصیل ایرانی لذت ببرید...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دوم اردیبهشت زادروز قیصر ادبیات فارسی است. قیصری که با رفتنش آرزوهای زیادی را برای شعر انقلاب با خود به خاک برد...(نقل از پیام تسلیت آیت‌الله خامنه ای برای درگذشت وی)
یکی از درس های کلاس نگارشمان سنجش و مقایسه است. به بچه‌ها گفته بودم متنی بنویسید و تمرین کنید بین موضوعات بی ربط پیوند برقرار کنید و مقایسه‌شان کنید. یکی از بچه‌ها از دبیرستان صارمیه اصفهان(استعدادهای درخشان) اینطوری نوشته بود... «موشک و قلم دو چیز کاملا متفاوت؛ اما به یکدیگر نزدیک، گاهی می‌توانند برای اصابت به یک هدف همکاری کنند. شاید قلم وسیله‌ای برای نوشتن، نوشتن خاطرات، مشق، جملات دلی، شعر، داستان و... ارتباطی با موشک نداشته باشد؛ اما به نظر من برادر یکدیگر به حساب می‌آیند؛ برادرانی که یکی‌شان فقط برای حمله و دیگری گاهی برای حمله استفاده می‌شوند؛ اما این حمله کجا و آن حمله کجا؟ حملهٔ موشک، زندگی، خانه، وطن، خاک، خانواده، دوستان و امنیت را از انسان می‌گیرد؛ ولی حمله قلم، آبرو، فرهنگ، اتحاد، امنیت و حتی آرامش را از انسان می‌گیرد...» امیرعلی شریفی دهم ریاضی مدرسه صارمیه ناحیه ۲ اصفهان
نیاصَرم کهن‌سال همچنان زیبا و شاداب و باطراوت... زنده بمان زنده‌رود...
این هفته نیا امیرمان می‌آید آن هفته نیا وزیران می‌آید داریم حساب می‌کنیم آقاجان با آمدنت چه گیرمان می‌آید...
اگر الان بنویسم معلمی عشق است و هر کس عاشق است باید معلم شود متهم میشوم به شعاری و کلیشه ای حرف زدن ولی راستش را بخواهید همین است. معلمی عشق است. عشق است به تربیت به آموزش. به رشد و بالندگی میوه های که قرار است در آینده درخت هوایی پر ثمر بشوند در بوستان وطنت. اصلا معلمی کردن نه فقط کار انبیا که کار خداوند است. مربی اصلی اوست و ما تنها مقلدانی هستیم که داریم ادای تربیت را در می‌آوریم. اینکه یک معلم می تواند جوهر اصلی یک دانش آموزش را بفهمد و این طلای ناب را از میان سنگ های سخت و سرد بیرون می‌آورد کاری خدایی است. راستش را بخواهید معلم های من مثل قطعه‌های جورچینی بودند که تصویر کامل زندگی من را ساختند. از معلم کلاس اولم خانم سیما آقایی تا استادان دانشگاه هر کدام نقششان را در زندگی من به خوبی و کمال بازی کردند تا بالاخره من معلم شدم. دلم میخواهد تا دنیا دنیاست پیشانی بر خاک قدومشان بگذارم و از لحظه لحظه‌هایی که برایم زحمت کشیدند تشکر کنم. باید باور کنیم معلمی عشق است...
واکنش سرکار خانم عطایی نویسنده کتاب‌های آفتاب بر نی و شقایق عاشق، بعد از خواندن کتاب تاکسی دایموند۵۳ ...
پدرم جای ارث عشق گذاشت پدرم جای پند گفت حسین...