eitaa logo
خانه تخصصی دخترانه نورا
1.6هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
593 ویدیو
9 فایل
• خانهٔ نورا✨؛ شاخهٔ دخترانهٔ هیئت خادم‌ الشهدا مکانی برای یادگیری مهارت‌های خلاقانه کشف و بروز استعدادها و حال خوب کودکانه، نوجوانانه، جوانانه🌱 ارتباط باما🧕🏻: @noora_a135 📍آدرس خانه : ''اصفهان، خمینی شهر، خیابان‌ شیواشرقی، روبروی‌ بیمارستان ‌۹دی"
مشاهده در ایتا
دانلود
خانه تخصصی دخترانه نورا
#اطلاعیه بسم رب النور ▪️ضمن عرض تسلیت مجدد به نورایی‌‌های عزیز، خانه تخصصی دخترانه نورا به مناسبت
📢 تجربه‌ای متفاوت و آموزشی در غرفه خانه نورا ❗️ 📚 برگزاری کلاس‌ِ درس ریاضی _ معلم خصوصی باتجربه _ رفع اشکال‌ درسی _ ویژه دانش‌آموزان پایه هفتم تا دوازدهم 📍مکان: غرفه خانه نورا _ میدان عصارخانه ⏰ زمان: امشب ۲۷ فروردین ماه _ ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۳ 🧩 امشب قراره ریاضی دیگه سخت نباشه! این فرصت استثنایی را از دست نده. منتظریم🤚🏻 @noora135
هدایت شده از KHAMENEI.IR
من، سید علی حسینی خامنئی؛ متولد ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ ... من، سید علی حسینی خامنئی، در شهر مشهد، مرکز استان خراسان، در جوار آستان امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیه‌السلام، در یک خانواده روحانی به دنیا آمدم. زادروز من، بیست و هشتم ماه صفر سال ۱۳۵۸ هجری قمری است. تیر ماه ۱۳۱۸. البته این در شناسنامه است. ظاهرا تاریخ صحیح باید فروردین‌ماه باشد؛ ۲۹ فروردین. ما هشت خواهر و برادر از دو مادر بودیم؛ یعنی پدرم از خانمی، سه فرزند داشت که هر سه هم دختر بودند. بعد، آن خانم فوت کرده بودند و پدرم با خانم دیگری - که مادر ما باشند - ازدواج کرده بودند. ما بچه‌های این خانم دوم، پنج نفر بودیم؛ چهار برادر و یک خواهر، و در این پنج نفر، من دومی بودم. البته در این بین، دو بچه هم از بین رفته بودند؛ با آن حساب، من چهارمی میشوم؛ اما چون واسطه‌ها کم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم. البته خواهرهای بزرگ ما از خانم اوّل بودند؛ آنها از ما خیلی بزرگتر بودند. اوّلین فرزند خانم (مادرم)، آقارضا و دوّمی محمّدآقا است. آقارضا حدوداً دوساله بوده که فوت میکند، بعد بچّه‌ی سوّمی دنیا می‌آید که پدرم به‌ خاطر علاقه‌ی به حضرت رضا علیه‌السلام اسم او را هم «آقارضا» میگذارند. ایشان واقعاً عاشق امام رضا علیه‌السلام بودند. این بچّه هم بعد از یک‌ هفته یا ده‌ روز فوت میکند. بعد من به دنیا می‌آیم که اسم من را میگذارند علی‌آقا. با همین قید «آقا». ما که به دنیا آمدیم از اوّل اسم ما را با «آقا» گذاشتند.‌ ولادت پسر در نظر پدرم که همسر قبلی‌اش چهار دختر پیاپی آورده بود _و یکی از آنها در کودکی از دنیا رفته بود_ موهبت بزرگی محسوب میشد و چون دو تا از پسرها از دست رفته بودند، باقیمانده‌ها در چشمش بسیار عزیز بودند. شاید از جمله به این خاطر بود که برادران بزرگ‌ترم و من از اوان ولادت _بر خلاف معمول_ آقا نامیده شدیم: آقارضا، محمّدآقا و علی‌آقا. شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir | بله | سروش | روبیکا