هدایت شده از غروبِ خیال؛
احساس میکنم همه دارن بهترین تابستون عمرشونو میگذرونن و من همچنان تو گوشیم و بیکار و تنها
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته در باد
بخوان مرا
تو ای امید رفته از یاد
لدتی بالاتر از این نیست که کسی را بیابی
که جهان را مثل تو ببیند.
اینگونه میفهمیم که دیوانه نبوده ایم.