👬 بچهزرنگها تا حالا توی پویشی که در این مدت داشتیم شرکت کردن و الان عجله یا اضطرابی ندارن. فقط الان منتظر هستن تا قرعهکشی انجام بشه و ببینند آیا برنده شدن یا نه.
کدوم پویش؟
📚 تو این مدت برای شما عزیزان یک پویش داشتیم که پس فردا یعنی عید سعید فطر به پایان میرسه.
📖 ۱. پویش #عارف_۱۲ساله
🔔 اگه هنوز شرکت نکردی، کافیه هشتگهای بالا رو توی کانال جستوجو کنی تا از شرایط این دو مسابقه که کلی جایزه متنوع هم داره مطلع بشی.
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
https://eitaa.com/joinchat/982844187C5b0c4369bd
🍃 قصهی کتاب «وانیل و بابای مهربون»،
ماجرای یک خرگوشه به اسم «وانیل».
🐇خرگوشی که قراره یه نکتهای رو به ما یادآوری کنه.
😍 تو این قصه، شما با یک خانواده آشنا میشید. یک خانواده که همهی اعضای خانواده، در کنار احترام به همدیگه، خیلی با هم دوست و رفیق هستند.
✳️ اونا قراره شما رو با چند مفهوم زیبا آشنا کنند.
اگه دوس داری درباره این کتاب بیشتر بدونی یا تهیهاش کنی، یه سر بیا اینجا:👇
https://manvaketab.com/book/391651/
🛒 و یا حضوری: قم خیابان معلم مجتمع ناشران طبقهی همکف فروشگاه نشر شهید کاظمی
⌛️ ساعت کاری فروشگاه در ماه مبارک رمضان:
از ۹:۳۰ تا ۱۸
☎️ ۰۲۵۳۳۵۵۱۸۱۸
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
https://eitaa.com/joinchat/982844187C5b0c4369bd
👬 سلام بچههای عزیز
امیدوارم تعطیلات عید نوروز بهتون خوش گذشته باشه و بهخوبی از این تعطیلات استفاده کرده باشید.
هم حسابی استراحت و تفریح کرده باشید
و هم کتابهای خوبی رو خونده باشید.
📘 کتابی که میخوام بهتون معرفی کنم، داستان دو برادره.
🦏 سعید و یاسر دو برادری هستن که متوجه میشن گرازها به روستای همسایه حمله کردن و به زمینهای کشاورزی اونا آسیب زدن.
✅ این دو برادر تصمیم میگیرن به دلیل مهارت تیراندازی به کمک مردم روستای همسایه برن.
👨🦰 پدر یاسر و سعید، جنگلبان بود که یک سال قبل در درگیری با قاچاقچیان چوب شهید شد و حالا یاسر و سعید تلاش میکنن که در نبود پدرشون، هم درس بخونن و هم کارهای مزرعه پدری رو انجام بدن.
🔺اونا تو این راه با مشکلاتی روبرو میشن که شرایط رو واسشون کمی سخت میکنه؛ اما...
📖 کتاب خوندنی #ردپای_پدر نوشته ی خانم سمیه اسلامی رو با تصویرهای قشنگش میتونید از لینک زیر مشاهده و تهیه کنید: 👇
https://manvaketab.com/book/372799/
🛒 و یا حضوری بیایید به فروشگاهمون: قم خیابان معلم مجتمع ناشران طبقهی همکف فروشگاه نشر شهید کاظمی
📩 مناسب برای رده سنی: ۸+
✂️ بخشی از کتاب #ردپای_پدر:
نور خورشید از پنجرۀ چوبی اتاق به صورت سعید خورد. چشمهایش را باز کرد و خمیازهای کشید. مثل هر روز، قبل از صبحانه سَری به برهاش زد، کنارش نشست و حسابی قربانصدقهاش رفت. بعد سبد را برداشت تا تخممرغها را جمعکند. وارد لانۀ مرغها که شد، شروع کرد به دنبال کردن آنها. آنقدر شیطنت کرد که سروصدای حیوانات زبانبسته بلند شد. برادرش یاسر از داخل اتاق، بلند گفت: «سعید، بدو بیا صبحونهت رو بخور. دیر شده. رفتی تخممرغ جمع کنی یا صدای مرغا رو دربیاری؟»
📚 نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
https://eitaa.com/joinchat/982844187C5b0c4369bd
📖 کتاب «ماهیها به دریا برمیگردند»
مسیر مهمی رو برای شناخت مردم و سرزمین فلسطین به شما نشون میده.
اون هم در دل یک داستان خیلی خوندنی.