/۱/ کوتاه ولی نه خیلی. سرتاپا مشکی. از نظر جسمی ضعیف و روانی متزلزل. هفتهی سختی رو داشت و شروع کرد به بیان کردن چیزایی که پشت سر گذاشته بود. گفت احساس میکنه توی شرایط سخت، چون مجبور به مقاوم زندگی کردنه، حالش بهتره. چشماش، ذوق مرگ و خسته.
/۲/ قدبلند و منفور. جاهطلب و متکبر. سرشار از حس استعمارگری. شروع با تحکم، اتمام با تزلزل. چاق شده با غذا یا شایدم حرفایی که با اقتدار بیانشون میکنه و درصدی به اشتباه بودنشون شک نداره. شروع کرد به گفتن چرت و پرتای قبلی. گفت این حرفای پراکنده منو راضی نمیکنه ولی درمجموع، جمعِ شما احساس رضایت رو توی من ایجاد میکنه.
گشتالت. چشماش بیحیا، بیشرم و ذوق زده.
/۳/ قدمتوسط به معنای تمام. آروم و ساکت ولی بیقرار. اشاعهی انواع بیماریهای روانی. هیجانزده و امیدوار. درحال تلاش برای زندگی. راضی و بیدغدغه. دوستداشتنی. انگشتای کشیده و مناسب با یه انگشتر. علاقهمند به گفتوگو و حرف. صادق. Trust issues. گفت آدما وقتی ضعیفن یهو شروع میکنن به گریه کردن؟ یا یه چیزی شبیه به همین. چشماش هیجانطلب، مشتاق و روانی.
/۴/ میشه گفت قدبلند. شایدم نه. یکم سبزه. سربسته عقب مونده ولی نه ذهنی، زندگیای. نتیجهی زندگی توی خونههای نمدار و کدر دهکورههای ناکجا آباد توی خانوادهی تا انتها سنتی. متعصب. مغرور و کمتوقع. تا فلک چسبیده به زندگی و عادتکرده. حاصل ازدواج تفکرات تکبعدی افرادی از جامعه و تفکرات مادر. گفت ولی من نشنیدم داشتم به عنوان درس عبرت نگاش میکردم. چشماش، ندیده، خاکی و متوهم.
مردم ما رو فراموش میکنن. مردم ما رو فراموش میکنن قربانی. ما توی ذهن مردم جایی نداریم. خاطرهایم، گذشتیم، رد شدیم. ما بین مردم مثل توهمیم. من توی زندگی مردم، و تو توی زندگی من، مثل قربانی، صرفاً توهمهایی هستیم که برای راحتی زندگی بهشون آویزون میشیم. دوست داریم و دوست داشته میشیم که ادامهی حیات بدیم. دستتو نده به گذشته قربانی. گذشته تو رو میکشه سمت خودش. باتلاق. دستتو وقتی میدی به گذشته یعنی فکر میکنی به آدمهایی که صدرصد مُردن. دستتو میدی به مردههایی که گذشتن. آدمها ما رو توی حال فراموش میکنن و توی گذشته خاک. انقدر درگیر نباش.
من سیگاری نیستم
/۱/ کوتاه ولی نه خیلی. سرتاپا مشکی. از نظر جسمی ضعیف و روانی متزلزل. هفتهی سختی رو داشت و شروع کرد
شمارهی یک تا چهار عزیز، اثباتن. اثبات اینکه من از تو و تو از من با چیزای کوچیک، از هم تعریف میسازیم. تعریف من ویژگی جسمانی تو، ویژگی روانی تو، گفتههات و فُرم و تیزی نگاهته. ویژگیهایی که تو از من داری.. نمیدونم. و حق میدم بهت. حق میدم.
رشد اتفاق نمیوفته تا زمانی که کسایی رو درکنارت داری که مدام رفتارای گذشتهت رو میکوبن توی صورتت. تو همهشو بخون خانواده. این یه نوع کینهست. کینهای که شما توی بوجود آوردنش هیچ کاری نکردید؛ فقط به دنیا اومدید.