سلام قربانی. بیداری؟ نه بیدار نیست. و این شروع مکالمهی من و زندانبان بود. من فقط یک سوال ساده داشتم.
من شک کردم. و بعضی شکها چه سادهاند و بعضی چه مرکب. بعضی چه مختصر و بعضی چه مفصل. من شکهایم از سه تا تجاوز کرده و حالا دائم الشکم. زندانبان تو هم شک میکنی؟ و زندانبان، چشم دوخته به معرکهی شک من، شروع کرد به قصهبافی: نه. من یقینم. شک برای قربانی است و امثال تو. برای ذهنهای وَرَم کردهی زبالههایی است که فقط میخواهند خودشان را بالا بکشند و بخاطر همین به همه چیز بخصوص خدا شک میکنند. من یقینم به آدم و زندگی. قربانی اراجیف میبافد که شک باید کرد برای رسیدن به حقیقت و وقتی پای خوبی و بدی ذات شک میشود میگوید شک مستقلاً برادر بیایمانی و کفر است. ذات قربانی، سیب کرم خوردهای که تو از آنسوی دیگر به آن نگاه میکنی مفلوک. چشمهایت را باز کن. یقین داشته باش به آنچه که هست. و بعد رفت. قصه میبافت. به وضوح قصه میبافت. زندگی حرامکن.
قربانی بیدار شد. کنارم نشست و خیره به معرکه هیچچیزی نگفت. گفتم: شک کردم. و گفت هیچ ایرادی نیست. و گفتم: این شک مگر عیبی دارد؟ و گفت شک، سراسر عیب است و همین، ذهن تو را میچیند روی فهم و درک. و رفت. همین. من شک کردم زندانبان. عیبی دارد؟ تو سراسر عیبی؛ یقین برای موجوداتی مثل من است نه تو. تو همزمان هوا و شک باید تنفس کنی. زبالهی متحرک را چه به یقین؟ هیچکس، من شک کردم عیبی دارد؟ بله. شک یک زخم است؛ اگر زخم زده شد، باید از آن مراقبت کنی تا التیام و بهبود کامل وگرنه چرک میکند، عفونت میکند و میگندد و مایهی صد جور مرض جورواجور میشود. شک عیبیست که اگر رفعش نکنی، زندگیات را کوتاه میکند. قربانی، شک است. زندانبان، یقین است. و هردو بینا. هیچکس هم هیچ نیست؛ فقط کور است. و شک من فقط در میزان علاقهام به بستنی شکلاتی و کیکپستهای بود. شک به اینکه میزان علاقهام به کدام بیشتر است؟
سلام لطفا کتاب چشمهایش بزرگ علوی رو نخونید و با خریدنش پولتون رو توی چاه نریزید. اگه خواستید بریزید پیام بدید به جیب من بریزید کتاب رو تقدیمتون میکنم. والا. این زباله چیه من مطالعه کردم. چشم، وقت و انرژی ارزشمندم هدر رفت.
از آدمایی که فاخر مینویسن و غم هم توی متناشون جریان داره خیلی خوشم میاد. سنگین مینویسن و زیبا. جدی آدمهای جالبین. ایکاش خدا زیادشون کنه.
البته غم توی همهی متنا جریان داره منظورم رگههای غم و آرامش همزمان باهم توی یه متن با بالاترین ارزش معناییه. دیشب داشتم میخوندم و لذت میبردم.