- دلدادھ مٺحول -
قابهایِ ثبت شده از پنجشنبه نهم آذرماه صفر دو. طهران.
؛
کافهای با طراحیِ کافههای ایتالیا...
خُرَم آن روز که بازآیی و سعدی گوید؛
آمدی، وه که چه مشتاق و پریشان بودم...
دیالوگ.4_6012713477188096935 (1).mp3
زمان:
حجم:
8.3M
ببخشید که بابات شدم سهیل.
مامان بابا خیلی خوبن!
به خدا...
وقتی نیستن میفهمی، باور کن!
به خاک ِ آقام...
- دلدادھ مٺحول -
قربانت بروم. دوستت دارم، دوستت دارم. دلم میخواهد چشمهایم را روی هم بگذارم و وقتی بازشان میکنم پ
سبک بگیرید نبودنم را.
چشم به آرامش شما دوختهام.
مواظب هم باشید. بخندید، اگرچه مثل من خنده این کشور را کم دیدهاید.
افسوس که جرعهفشانی بر خاک هم از شما دریغ شده است.
دوستتان دارم. برایتان غصه میخورم.
- آخرین نامه محمد مختاری به همسرش.
- بیستم شهریور ۱۳۷۵.