نمیدونم چجوری بگم ولی شما هم تاحالا شده احساس کنید بخشی از روحتون از قرتیجات تشکیل شده و بخشیش از مذهبیجات؟
یعنی همزمان دوتاشو باهم دارید.
انگاری که خدا موقع آفریدنتون هم عصاره قرتی و نازنازی بودن ریخته باشه، هم بچه سر به زیری که محرم تو هیئت زندگی میکنه و های های با مداحیا گریه میکنه.
الان من احساس میکنم از بچگی یك قرتیِ دلبسته به تعلقات مذهبی هستم.
- دلدادھ مٺحول -
نمیدونم چجوری بگم ولی شما هم تاحالا شده احساس کنید بخشی از روحتون از قرتیجات تشکیل شده و بخشیش از
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به قول زهرا محمودی،
منظورم چنین چیزیه:
احساس میکنم به هیچچیز و هیچکجا تعلق ندارم و این "غربت" در عینِ زیبا بودن،
غمگینکنندس برام.
فلسفه بغل خیلی عجیبه.
پنج ثانیه اول شك داری برای نگاه کردن به دستایی که باز شده، چهار ثانیه دوم فکر میکنی به گرمایی که قراره رخنه کنه تو تک تک سلولات، سه ثانیه سوم پاسخ متقابل میدی، مُعانقه اتفاق میافته و در دو ثانیهی بعدی ضربان قلبها یکی میشه، و در نهایت برای یك ثانیهیِ آخر، "آغوش" اتفاق میافته.
گفت نصف آدمایی که باهاشون درارتباطي،
با بوی عطرت ازت یاد میکنن، چرا؟
نمیدونستم چجوری براش توضیح بدم که "بوها" موندگارن.
بویِ قرمه سبزی مامان. بویِ یقه لباس بابا.
بویِ کتاب حافظ عزیزجون. بویِ آدامس خرسی که یلدا تو کیفش داره. بوی عود تلخي که همیشه سپهر تو مغازش روشن میکنه و ...
رادیو اغما.- WITHOUT YOU -.mp3
زمان:
حجم:
36.3M
ساعت از دو بامداد گذشته و صدای پادکست رادیو اغما توی اتاق پیچیده،
به کپشنِ "بر اساس واقعیت" بودنش فکر میکنم و حالا غم محکمتر دستشو میندازه دور گردنم.
بهش نگاه میکنم و با لبخند میگم:
سلام عزیزم!
خوشاومدی به این نیمهشب.
بنظرم یا نباید برای کسی آهنگ بفرستیم،
یا آهنگي که میفرستیم با منظور و برای بیانِ کلمات ناگفته و احساسِ پنهون شده باشه.
اگر نه که سایت و پلیلیست و اسپاتیفای پره از دانلود آهنگهایِ رندوم عزیزم.