زهرا سادات دختر قشنگ، خیلی زود بود برای رفتنت ... مگه چند روز گذشته بهم پیام دادی گفتی برای خانم رقیه پول جمع کنی؟
مگه الکیه زهرا؟؟؟
وای خدا .... نمیتونم باورکنم 😭
قرار بود بزرگ تر که شدی بشوی عصای دست پدر و مادرت، قرار بود درس هایت را بخوانی،دانشگاه بروی و یک کاره ای بشوی،
قرار بود دلت برای کسی بلرزد عروس بشوی و لباسِ عروسِ سفید به تن کنی، نه کفن سفیدرا ...
قرار بود عکاس مشهور بشوی و دمودستگاهی به پا کنی، قرار بود رفیقِ رفیقهایت بشوی و سالها برای هم حرفها بزنید و بخندید، بروید کافه، جشن تولد، کربلا، قرار بود جوانی کنی و به چشم امام زمانت بیایی، قرار بود ازدواج که کردی مادر بشوی و بچه هایت را درآغوش بگیری...
قرار بود غمخوارکسی بشوی و کسی دوستت بدارد و دوست بداری ...
قرار بود خیلی بزرگ تر بشوی، بخندی، گریه کنی، ذوق کنی، ناراحت بشوی، غربزنی، دلت اصلا بشکند، اصلا قرار بود همگی برای ارباب شهید شویم چه شد؟؟
قرار بود خیلی اتفاق ها بیافتد ولی تو نیستی دخترِ قشنگ...
قرار نبود برایت فاتحه بخوانیم...
.
ما خنده هایت را، خاله خاله صداکردنهایت را، عکاسی هایت را و چهرهی زیبایت را فراموش نمیکنیم عزیزدلِ خاله...💔😭
در پناه و آغوش مادرت زهرا س باشی 😭
فاتحه ای بفرستید
@nor_ir