خواستم ریموتون کنم همه رو ولی خب گفتم شاید یه درصد دلش بخواد بمونه
ولی خب از این به بعد فعالیت زیادی قرار نیست باشه اینجا .
اونی که دفعه اول میشکنه، صداش بلند میشه،
اونی که بارهاست شکسته، از خورد شدن تکه هاش صدایی به گوش نمیرسه.
هر شب تکه ای از قلبم را جدا میکند و برمیدارد.
آنگه دیگران انتظار دارند زنده بمانیم .
مِتانویا - Metanoya
کسی که مسیر ذهن، قلب و زندگی شمارو تغییر داده و مثل یه نور توی تاریکیِ زندگیتون بوده .