تا حالا شده به روت بیارم، بهت از دردام بگم، بگم که از دستت عذاب میکشم ولی تا جایی که توان دارم برای خوشحالیت تلاش کردم.. تاحالا شده بگم منو درک کن؟
نه!
من یه شونه شدم برای غمات و دنیاتو شاد کردم، بدون اینکه بگم چقدر بودن با تو بهم آسیب میزنه، همه رو به خاطر تو کردم !
گویند چشمها راز دل را آشکار میکنند؛ گرهٔ نگاه ِبین ما راز دلم همان عشق تو را نهان میسازد.
هدایت شده از 𝖡𝖫𝖠𝖢𝖪 𝖶𝖮𝖱𝖫𝖣
میدونی من کیعم؟ من ترک های روی قلبتم. من قهوه ی تلختم. غروب جمعهتم. صبحِ شنبهتم. چایِ سردتم. دروغ شنیدن از بهترین دوستتم. خوابِ بدتم. خراشِ روی انگشتت با کاغذِ کتابِ مورد علاقهتم. سردردتم. کابوستم. من همه ی اون چیزهایی هستم که تو هیچوقت قرار نیست دوستشون داشته باشی عزیزدلم.
خودم میدونم از استرسه، برای از دست دادن یه آدمه،
خودمم میدونم باید به یه چیز خوب فکر کنم، اما تنها چیز خوبی که میشناسم ازم گرفته شده،تنها پناه من ازم گرفته شده،تنها امید زندگیم نابود شده،همهچیز تموم شده و حالا بهم بگو چیکار کنم؟!
آنتن تنها؛
میدونی من کیعم؟ من ترک های روی قلبتم. من قهوه ی تلختم. غروب جمعهتم. صبحِ شنبهتم. چایِ سردتم. دروغ
من اون کاریام که توش خوبی نیستی