📚 #ظهور_و_سقوط_سلطنت_پهلوی
،خاطرات ارتشبد سابق،
« #حسین_فردوست»0⃣1⃣
🔹رضاخان در طول سلطنتش تمام املاک مرغوب شمال را به زور سرنیزه به نام خود کرد.
پس از سقوط او تا مدتها روزنامهها و مجلات کشور پر بود از نمونههایی از غصب اموال مردم توسط رضاخان.
البته گاهی پول مختصری هم به عنوان بهای آن میداد.
در روزهای اشغال ایران توسط متفقین که انگلیسیها رضا را به عنوان یک مهره بیارزش و مدفون میدانستند ،رادیو «بیبیسی»
سه روز متوالی درباره املاک رضاخان سخن گفت و میگفت که بزرگترین خدمتی که رضاخان به مملکتش کرده غصب کلیه اموال مردم شمال است !!😒
@Notationbooks
(صفحات111-112)
#کتابخوانی
#خاطرات
#دیکتاتور
#حقیقتِ_پهلوی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
#معرفی_کتاب 2⃣
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست ،
#حسین_فردوست (زاده ۲ اسفند ۱۲۹۶ در تهران – درگذشته ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ در تهران) ارتشبد نیروی زمینی شاهنشاهی ایران، رئیس دفتر ویژهٔ اطلاعات از ابتدای تأسیس در ۱۳۳۸، قائممقام ساواک طی سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۲، رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهی از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ و یکی از برجستهترین و مؤثرترین چهرههای اطلاعاتی دوران حکومت پهلوی و همدرس و دوست صمیمی دوران کودکی و نوجوانی محمدرضا پهلوی بود.
#کتابخوانی
#پیشنهاد_مطالعه
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
🌱امام کاظم(ع): هر که میخواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل کند.🌱
🎊ولادت امام موسی کاظم«علیه السلام»
باب الحوائج،مباااااارک😍🎊
📚 #ظهور_و_سقوط_سلطنت_پهلوی
[خاطرات ارتشبد سابق
#حسین_فردوست] 1⃣1⃣
🔹بافرار رضاخان روزنامهها و نشریات کشور به افشای دوران سلطنت او پرداختند و در صدها شماره صدها و هزاران مطلب علیه او منتشر شد که در اوج ناسزاگویی به رضاخان بود اکثر اعمالی که طی دوران حکومتش انجام شده بود افشا شد .
این جو سالها به طول کشید.
گاهی من این قبیل روزنامهها را برای محمدرضا میبردم، او میدید و حرفهایی میزد که با شناختی که از او داشتم میدانستم حرف خودش نیست؛
بسیار سنجیدهتر و منطقیتر از شخصیت محمدرضا بود او میگفت:« اینکه فلان روزنامه توقیف شود یا حتی تذکر داده شود, هیچ لازم نیست زمان خودش مسئله را حل خواهد کرد و مردم از این حرفها خسته خواهند شد .شغل من ایجاب میکند که تحمل همه چیز را داشته باشم.» البته درعین حال احساس میکردم که در درون او نیز یک حس حسادت نسبت به پدرش وجود دارد و گاهی خودش را با رضاخان مقایسه میکرد قامت خودش را با قامت رضاخان میسنجید نافذ بودن دیدش را با نافذ بودن دید رضاخان مقایسه میکرد و گاه در این رابطه از من چیزهایی میپرسید شاید قلباً بدش نمیآمد که افکار عمومی از پدرش بد بگویند تا خودش مطرح شود.
#کتابخوانی
#خاطرات
#دیکتاتور
#پهلوی_بدون_روتوش
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
📚 #ظهور_و_سقوط_سلطنت_پهلوی
،خاطرات ارتشبد سابق،
« #حسین_فردوست»2⃣1⃣
🍃«فرجام یک #دیکتاتور» 🍃
_رضاخان به اتفاق خانوادهاش از اصفهان به کرمان رفت و در آنجا در منزل تاجری به نام هرندی که از متمولین کرمان بود اقامت گزید.
در کرمان حال او به شدت خراب بود و میگویند که تب ۴۰ درجه داشت. چند روز بعد به اتفاق محمود جم (مدیرالملک )و خانوادهاش به بندرعباس رفت و با یک کشتی انگلیسی ایران را ترک کرد .پسران رضاخان(به جز محمدرضا) و دختران او(به جز اشرف) همراهش بودند.
از زنهای رضاخان فقط عصمت(که مورد علاقهاش بود) با او رفت ولی مدتی بعد برگشت.
در ایران انگلیسیها به رضاخان گفته بودند که میتواند به بمبئی برود و رضاخان هم از این امر خوشحال بود.
ولی بعدها پسران رضاخان برایم تعریف کردندکه،در نزدیکی بمبئی یک دیپلمات انگلیسی به نام اسکرین سوار کشتی میشود و پس از مدتی توقف در دریا به رضاخان اطلاع میدهد که طبق دستور باید با کشتی دیگری به جزیره موریس برود.
در اینجا رضاخان فوق العاده ناراحت میشود .به هر حال رضاخان را به ،جزیره موریس ،محلی که برای او ناشناخته بود بردند.
در آنجا برایش خانه و باغی تهیه کرده بودند رضاخان در آنجا مستقر میشود .در جزیره موریس فرزندان رضاخان با او بودند.
مدتی بعد به علت اصرار شدید رضاخان و اقداماتی که از تهران شد او را ابتدا به بندر دوربان و سپس به ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی منتقل میکند. به گفته فرزندان رضاخان ژوهانسبورگ از نظر آب و هوا محل مناسبی بود و رضاخان راضی بود.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
_رضاخان در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ در اثر سکته مرد. در آن زمان هنوز شرایط داخلی فراهم نبود و جو شدید ضد رضاخان در کشور باقی بود. جنازه را به مصر بردند و حدود ۶ سال در آنجا امانت گذاشتند. به تدریج که شرایط کشور فراهم شد مقدمات بازگرداندن جنازه به ایران تدارک دیده شد.
در سال ۱۳۲۸ برای رضاخان عنوان«کبیر» را در مجلس تصویب کردند و بعداً جسد او را به ایران آوردند. رزمآرا که ,رئیس ستاد ارتش بود, مسئول انتقال جنازه به تهران شد و به مصر رفت و جنازه را با تشریفات خاصی از طریق دریا به خرمشهر و سپس از طریق راه آهن به تهران آورد .
من در تشریفات مفصل ورود جسد رضا خان حاضر بودم و جز افسران مورد اعتمادی بودم که طرفین جنازه حرکت میکردیم .
به این ترتیب جنازه #رضا_خان به مقبرهای که قبلاً تهیه شده بود حمل و دفن شد.
#کتابخوانی
#خاطرات
#پهلوی_بدون_روتوش
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
📚 #چگونه_یک_نماز_خوب_بخوانیم؟
[استاد علیرضا پناهیان ] 3⃣1⃣
🔹راه تبلیغ دین این است که: آنهایی که به مسیر دین وارد شدهاند ،تا آخر راه را بروند و برای جذب بقیه آدمها الگو و اسوه شوند و شاهدی بر حقانیت دین باشند.
راه اینکه بینمازها نمازخوان شوند، این است که عدهای در نماز تا آخر راه را بروند.
لذا اگر ما بخواهیم برای نماز خوان
کردن بینمازها تلاش کنیم ،راهش این است که ابتدا به نماز خودمان مقداری بیشتر عنایت و توجه داشته باشیم و نماز خودمان را رشد دهیم.
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
📚 #چگونه_یک_نماز_خوب_بخوانیم
[استادعلیرضا پناهیان] 4⃣1⃣
🔹«راه نمازخوان کردن بینمازها»🔹
اساساً مهمترین دلیل حقانیت یک مؤمن این است که دیگران ببینند او چقدر از ایمانی که دارد در تقویت احساس خوشبختی خودش بهره برده است و دین و ایمان او چقدر توانسته او را شاد و سرزنده نگه دارد.
این سرزندگی و نشاط مهمترین عامل جذب دیگران به ایمان شماست و الّا مردم میگویند ادعاهای دین شما در تأمین سعادت همه جانبه انسان دروغین است و به همین دلیل به آن گرایش پیدا نمیکند و از جهتی حق هم خواهند داشت.
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
🔮 #معرفی_کتاب 3⃣
🍃چگونه یک نماز خوب بخوانیم🍃
«نوشته #علیرضا_پناهیان است.»
این اثرازسلسله مباحث علیرضا پناهیان باموضوع چگونه یک نماز خوب بخوانیم است که در حرم مطهر رضوی اراائه شده بود.
این کتاب به پرسشهایی همچون موارد زیر پاسخ میدهد:
+نماز خوب چه نمازی است؟
+آثار و فواید یک نماز خوب و نقش آن در زندگی چیست؟
+چگونه باید یک نماز خوب بخوانیم ؟
+چرا باید نماز بخوانیم؟
#کتابخوانی
#پیشنهاد_مطالعه
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
📚#هنر_بینش_و_انگیزۀ_فردی
1⃣5⃣
🔮تغییر برای همه ما ممکن است.
_گذشتهتان را بررسی کنید آیا قبلاً تغییر کردهاید اگرتغییر کرده باشید باز هم میتوانید عوض شوید.
چه فکر کنید که میتوانید یا فکر کنید که نمیتوانید در هر دو صورت حق با شماست.
«هنری فورد»
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
📚#سه_دقیقه_در_قیامت 6⃣1⃣
[#تجربه_نزدیک_به_مرگ]
✍ نکته دیگری که آنجا شاهد بودم،
انبوه کسانی بـود کـه زنـدگی دنیایی
خود را تباه کرده بودند،
آن هم فقط به خاطر دوری
از انجام دستورات خداوند!
جوان (مأمور الهی در برزخ) گفت: آنچه حضرت حق از طریق معصومین برای شما فرستاده است، در درجه اول، زندگی دنیایی شما را آباد می کند و بعد آخرت را می سازد.
مثلا به من گفتند: اگر آن رابطه پیامکی با نامحرم را ادامه میدادی، گناه بزرگی در نامه عملت ثبت میشد و زندگی دنیایی تو را تحت الشعاع قرار میداد.😳
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
📚 #سه_دقیقه_در_قیامت
[#تجربه_نزدیک_به_مرگ]7⃣1⃣
✍ (حسابـرسی اعـمـال) : خـوشحال بودم
که از کودکی، همیشه همراه پدرم در مسجد
و هیئت بودم.
همینطور که به صفحه اول (اعمال) نگاه می کردم و به اعمال خودم افتخار می کردم، یکدفعه دیدم، تمام اعمال خوبم در حال محو شدن است!
صفحه پر از اعمال خوب بود اما حالا تبدیل به کاغذ سفید شده بود! با عصبانیت به آقایی که پشت میز بود گفتم: چرا این ها محو شد. مگر من این کارهای خوب را انجام ندادم!؟
گفت: بله درست می گویی، اما همان روز غیبت یکی از دوستانت را کردی. اعمال خوب شما به نامه عمل او منتقل شد... 😱
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
📚 #حجتِ_خدا 8⃣1⃣
[۱۱۰داستانک از #شهید_محسن_حججی ]
🔮از وقتی فهمیدم باردارم، شش دانگ حواسم را جمع کردم.دیگر مواظب بودم کجا بروم، کجا نروم. چه لقمهای را بخورم، چه لقمهای را نخورم. چه حرفی را بزنم ،چه حرفی را نزنم. میدانستم همه اینها تأثیر دارد روی بچه. همان ایام ،سه بار قرآن را ختم کردم .مرتب هم میرفتم روضه سیدالشهدا «علیه السّلام»
دلم میخواست از همان اول عشق به قرآن و امام حسین «علیه السلام» برود توی گوشت و خون این بچه. دلم میخواست وقتی این بچه بزرگ شد خدا او را یکی از بهترین بندگانش قرار دهد.🥺
روزها و هفتهها و ماهها میگذشت و من لحظه شماری میکردم که این بچه این کاکل زری، این تاجِ سر به دنیا بیاید .
خیلی با او انس گرفته بودم حس میکردم سالهاست که مادرش هستم، حس میکردم جانم به جانش بسته است.
🎊«21تیر 70بود که بچه به دنیا آمد.😍»
چه لحظهای بود آن لحظه ،هنوز یادم نمی رود.داشتند اذان ظهر میگفتند .صدای گریه بچه و صدای اللّه اکبر، در هم آمیخته بود...
🍃🍃🍃
مردّد بودیم اسم بچه را چه بگذاریم.
هر کسی از اقوام و آشنایان نظری میداد و چیزی میگفت. اما به نتیجهای نمیرسیدیم. یک لحظه سرم را انداختم پایین و رفتم توی فکر .باخودم گفتم:« محسن .اسمش را میگذارم محسن.
به یاد محسن سقط شده حضرت زهرا(س)
به یاد محسنِ شهیدِ حضرت زهرا(س) !»
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
#مدیونِ_شهدا_هستیم
@Notationbooks