eitaa logo
خلاصه کتاب📚
118 دنبال‌کننده
286 عکس
149 ویدیو
29 فایل
كتابخوانى بايد همانند كارهاى روزانه در زندگى مردم وارد شود.✨ ⁦«مقام معظم رهبری» . . ضمان شرعی کتاب ها رعایت شده است.🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 [داستانهای کوتاه و تجربیات گرانبهای برایان تریسی،،گردآورنده: مسعودلعلی] 1⃣3⃣0⃣ «مدیریت زمان» 🔮روزخودراباانجام دادن ناخوشایندترین کارهاشروع کنید.وقتی این کار راکردید،بقیۀ کارهابرایتان ساده ترمی شود. 🔹زمان شما،زندگی شماست؛ وقتی روی مهمترین کارهایتان تلاش می کنید،از زندگی خود بیشترین بهره برداری رامی کنید. 🔹هرکاری راجزکارمهمتان انجام بدهید،اتلاف وقت است. 🔹درتمام مدت روز،درچندین نوبت به طرزی که نشسته اید،دقیق شوید.ازخودبپرسید: «آیایک شخص مؤثروکارآمداینگونه می نشیندواینگونه به نظرمی رسد؟» اگرجواب منفی است حالتان راتغییربدهیدتابه حالت یک انسان کارآمدنزدیک شوید... 🔹یکی ازروشهایی که میتوانیدخودرابه انجام دادن وتکمیل کردن کارهایتان شرطی کنید این است که برای هرکاری که میکنیدوآن رابه انتهامی رسانیدبرای خودپاداشی درنظربگیرید.
📚 2⃣3⃣1⃣ [دیوید،جی،شوارتز] 🍃اعتماد به ‌نفستان را بالا ببرید تا بتوانید ترس ، یعنی دشمن شماره یک موفقیت ، را از بین ببرید .🍃 🍃حواستان به طرز رفتارتان باشد زیرا طرز برخورد شما حتی با دهان بسته هم به‌جای شما صحبت می کند.🍃 @Notationbooks
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
▫️بخشنامه‌ای رسمی از امام رئوف علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام به دوستان و ارادتمندانِ حضرات اهل‌بیت علیهم‌السلام
📚 3⃣3⃣1⃣ نویسنده : وحید یامین پور [درباره زندگی شیخ مرتضی انصاری، مرجع تقلید بزرگ شیعیان در عصر قاجار است. ] 🍃روزی کسی در مَدرَس شیخ آمد و بسیار گریه کرد. شاگردانش از او علت را جویا شدند. گفت من به همراه دوستم می‌خواستیم به خانه شیخ برای دزدی برویم. شیر بزرگی با چشم‌های وحشی به من نگاه می‌کرد. از پشت بام آمدم و شیخ را در حال دعا دیدم .شیخ در حالی که پشتش به من بود نام مرا صدا زد و گفت چرا دست به چنین کاری می‌زنی سپس گفت فردا به مدرس بیا با تو کار دارم. بعد از تعریف کردن ماجرا شیخ به مدرس آمد و گفت به او کمی پول بدهید تا خانواده‌اش را سامان دهد.🍃 @Notationbooks
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️27 شهریور سالروز در گذشت استاد شهریار گرامیباد... شادی روحشان صلوات: 🕊اللّهم صل علی محمّدوآل محمّدوعجّل فرجهم🕊 اینم شعرخوانی خوداستادشهریار: یاعلی نام توبردم نه غمی ماند ونه همّی بأبی أنتَ واُمّی ... .... خیییلی قشنگه مخصوصا باصدای استاد 🥺😍 @Notationbooks
📚 6⃣3⃣1⃣ با بوی کتاب‌های قدیمی احساس ارتباط عجیبی می‌کردم. اولین باری که آنها را بو کردم، انگار با چیز آشنایی روبه‌رو شده بودم. هر وقت می‌توانستم، کتاب‌ها را باز و بو می‌کردم، مامان‌بزرگ هم از آن طرف مدام سرم غر می‌زد و می‌پرسید بو کردن کتاب‌های کپک‌زده چه فایده‌ای دارد! کتاب‌ها من را به جاهای دیگری می‌بردند که هیچ وقت نمی‌توانستم بروم. آنها اعترافات افرادی را که هرگز ندیده بودم و زندگی‌هایی که شاهدشان نبودم به من منتقل می‌کردند. احساساتی که هیچ وقت نمی‌توانستم درکشان کنم و حوادثی که تجربه نکرده بودم در تک‌تک جلدهایشان وجود داشت. ذات آنها کاملاً با برنامه‌ها یا فیلم‌های تلویزیونی تفاوت داشت. @Notationbooks