📚 #نخل_و_نارنج 0⃣2⃣1⃣
نویسنده : وحید یامین پور
[درباره زندگی شیخ مرتضی انصاری، مرجع تقلید بزرگ شیعیان در عصر قاجار است. ]
.
.
🔹روزی یکی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری که همیشه ساکت بود، در مجلس شیخ مدام سوال می پرسید و مجلس را به هم می ریخت. تا اینکه شیخ او را صدا کرد و در گوش او چیزی گفت. او سرخ شد و دیگر صحبتی نکرد.
پس از اتمام جلسه شیوخ بزرگ از او در مورد ماجرا پرسیدند، گفت:« من در گذشته از صحبت شیخ چیزی نمیفهمیدم تا اینکه به حرم امام علی«ع» رفتم و به ایشان متوسل شدم. دیشب کسی در خوابم آمد در حالی که چهرهاش نورانی بود، در گوشم بسم الله خواند. امروز همه صحبتهای شیخ را فهمیدم.
اما شیخ در گوشم گفت آن کس که در گوش تو بسم الله خواند، در گوش من همه حمد را خوانده است....
@Notationbooks
#تواضع
#کتابخوانی
📚 #جادوی_فکر_بزرگ 1⃣2⃣1⃣
🍃“چه کار می توانم کنم که خودم را لایق فرصت بعدی بدانم ؟” پس جهت دستیابی به اهداف ، ابتدا اطمینان حاصل کنید که یک برنامهی قابل اجرا دارید . این را هم در نظر داشته باشید که هیچ برنامهای بدون شکستها جلو نمیرود . هنگامی که رخ دادند ، آنها را مورد بررسی قرار دهید ، با این شیوه می توانید اطمینان حاصل کنید که مسیر موفقیت را به خوبی و خیلی قوی جلو می روید.🍃
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
#مطالباتِ_رهبری_ازبانوان 2⃣2⃣1⃣
[وظایف ومسئولیت های بانوان از
منظرمقام معظم رهبری «مدّظلّه»]
🌸«مهریه»🌸
ازدواج یک تقدسی دارد از نظر ادیانی که من میشناسم.
غالباً مراسم ازدواج یک مراسم مذهبی است. مسیحیها آن را توی کلیسا انجام میدهند یهودیها آن را در کنائسشان انجام میدهند. مسلمانها هم اگرچه در مسجد انجام نمیدهند اما اگر بتوانند در مشاهد مشرفه و الّا در ایام متبرک دینی و عمدتاً به وسیله رجال دین این را انجام میدهند.
رجل دینی هم وقتی برای ازدواج نشست، مبالغی دینی بیان میکند.
بنابراین صیغه کاملاً صیغه دینی است. ازدواج یک جنبه قدسی دارد این جنبه قدسی را نباید از آن گرفت.
گرفتن جنبه قدسی به همین کارهای زشتی است که متاسفانه در جامعه ما رایج شده.
این مهریههای سنگین به خیال اینکه میتواند پشتوانه حفظ خانواده و حفظ زوجیت باشد تعیین میشود.
در حالی که اینجور نیست حداکثر این است که شوهر از دادن امتناع میکند؛ میبرندش زندان یک سال دو سال زندان میماند. در این اقدام،به زن چیزی نمی رسد؛اوبهره ای نمی برد،جزاینکه کانون خانواده اش هم متلاشی می شود.
🍃بیانات در دیدار جمعی از بانوان اندیشمندوسخنان بانوان دراین دیدار🍃
1377/7/18
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
📚 #ملاقات_در_ملکوت 3⃣2⃣1⃣
[خاطراتی ازشهیدمدافع حرم
ازحزب اللّه لبنان احمدمحمدمشلب]
🍃اززبان دوست شهید🍃
احمد مثل همه دوستان به لباس و ماشین خود اهمیت میداد و خیلی به آن میرسید یک روز از او پرسیدم:«من را بیشتر دوست داری یا ماشینت را؟» لبخندی زد و گفت:« برادر تو که میدانی چقدر برایم عزیزی من به ماشینم رسیدگی میکنم،زیرا که نعمتی از طرف خداوند است و خداوند به ما سفارش کرده است هر نعمتی که به شما میدهم قدرش را بدانید و اگر قدرش را ندانم از آن محروم میشوم»
با این وجود علتی که خداوند اینقدر احمد کرامت داد این بود که او حب دنیا را از قلبش خارج کرد و راه جهاد در پیش گرفت،راهی که به قول خودش راهی سخت و پر از خار است.
احمد رفتن به سوریه را با فکر انتخاب کرد او هرگز کاری را بدون فکر انجام نمیداد وقتی تصمیمی جدی میگرفت هیچ چیز و هیچکس نمیتوانست خللی در اراده او ایجاد کند.
رفتن احمد به سوریه به معنی ترک خانه و خانواده نبود بلکه برای حمایت از خانه و خانواده خود رفت زیرا میگفت:«اگر در خانه بنشینیم و منتظر ورو تکفیریها باشیم به هلاکت خواهیم رسید.»
حضور در میدان جهادمانع رفتنش به کربلا در اربعین شد اما از این موضوع ناراحت نشد و گفت:«من زیارت اربعین نرفتم اما امام حسین (ع)را آنجا بین مجاهدین دیدم.ما حالا در عصری هستیم که باید ندای امام حسین (ع) را اطاعت و اجابت کنیم»
احمد به جایی رفت که رضایت امام حسین (ع) در آن بود روی پیشانی بندش نیز نوشته بود«لبیک یا حسین (ع) »
حضور احمد در سوریه مرا خیلی نگران میکرد چون احمد شجاع و بیباک بود و ترس برایش معنی نداشت و میگفت:«امام علی علیه السلام گفته است کمربندت را محکم ببند که مرگ به سراغت خواهد آمد.»
او یک بار به جای یکی از رزمندگان که خیلی خسته بود نگهبانی داده بود و دلش نیامده بود که او را بیدار کند وقتی آن شخص متوجه شد که احمد به جای او نگهبانی داده است خجالت کشیده و از احمد تشکر کرده بود احمد به او گفت:«برادر من از شما تشکر میکنم که به من اجازه دادی ثوابی ببرم.»
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
#مدیون_شهدا_هستیم
🔮#معرفی_کتاب 0⃣1⃣
#خون_دلی_که_لعل_شد
❣️"خون دلی که لعل شد"❣️
اثری است که در آن "خاطرات حضرت آیت الله العظمی علی خامنه ای از زندانهای و تبعید دوران مبارزات انقلاب" توسط خود ایشان ابتدا به زبان عربی به چاپ رسیده و سپس به قلم دکتر "محمدعلی آذرشب" گردآوری و به وسیله ی "محمدحسین باتمان غلیچ" به فارسی بازگردانی شده است.
...........
کتاب «خون دلی که لعل شد» حاوی خاطرات خودگفتۀ رهبر معظم انقلاب از تولد ایشان تا پیروزی انقلاب اسلامی است. این اثر که در پانزده فصل گردآوری شده است خاطراتی بدیع و ناگفته از مبارزات رهبر انقلاب با سلطنت پهلوی از زندانها تا تبعید را در بر دارد. این کتاب ترجمهی فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» است که پیش از این به زبان عربی در بیروت منتشر و توسط سیّد حسن نصرالله معرّفی شد. او در معرفی این اثر می گوید: «وقتی کتاب به من رسید همان شب آن را خواندم، هنگام مغرب به دستم رسید و از روی شوق، در همان شب تمام آن را خواندم».
..........
آنچه کتاب حاضر را از کتابهای مشابه متمایز میکند، بیان حکمتها، درسها و عبرتهایی است که به فراخور بحثها بیان شده و هر کدام از آنها میتواند چراغ راهی برای آشنایی مخاطب کتاب بویژه جوانان عزیز با فجایع رژیم پهلوی، و همچنین سختیها، مرارتها و رنجهای مبارزان و در مقابل پایمردیها، مقاومتها، خلوص و ایمان انقلابیون باشد. زندگینامه خودنوشتِ معظّمٌله، تصاویر مرتبط، و نمایههای مختلف از دیگر بخشهای این کتاب است.🍃
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
@Notationbooks
🔮سلام دوستان
ان شاء الله کتاب صوتی خون دلی که لعل شد
«خاطرات دوران زندان وتبعید
مقام معظم رهبری
درمبارزات انقلاب»
روهرشب بارگذاری میکنیم.
@Notationbooks
,,always bilive in your self
even when others dont belive,,
🎊«خودت راباورداشته باش
حتی زمانی که دیگران باورندارند.»🎊
@Notationbooks
📚 #عامل_تغییر_باش_نه_معلول_تقدیر
1⃣2⃣5⃣
[داستانهای کوتاه و تجربیات گرانبهای
برایان تریسی،،گردآورنده: مسعودلعلی]
❌راحت طلب نباشید❌
🔹اُل و اسون در مینه سوتا به شکار رفتندویک گوزن شکارکردند.
سپس دم گوزن راگرفتندوآن راکشان کشان به سمت کامیون بردند؛امادائم سُرمی خوردندودم گوزن ازدستشان درمیرفت وتعادلشان بهم میخورد.
یک کشاورز ازراه رسید وازآنهاپرسید:«شمادونفرچه کارمی کنید ؟»
آنها پاسخ دادند:« داریم گوزن رابه نزدیکی کامیون می بریم.»
کشاورزبه آنهاگفت:«نباید دم گوزن رابگیرید؛بایدشاخ های بزرگی راکه خداوند به این حیوان داده است بگیرید.»
اُل و اسون گفتند:« بابت این پیشنهادبسیارمتشکریم.»
آنهاشاخ های گوزن راگرفتندوشروع به کشیدن کردند.بعدازپنج دقیقه،سرعت آنان زیادشد.اُل به اسون گفت:«اسون! حق باکشاورزبود.اینجوری خیلی راحت تراست.»
اسون پاسخ داد:«آره، اُل،ولی داریم ازکامیون دور و دورترمیشویم.»
🍃اکثریت افراد مسیر راحت را در زندگی برمی گزینند،ولی درعوض ازکامیون اهدافِ واقعیِ خود، دور و دورتر می شوند.🍃
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم