📚 #عامل_تغییر_باش_نه_معلول_تقدیر
1⃣5⃣6⃣
🍃به صحبت دیگران گوش بدهید🍃
سالها قبل به این فکر افتادم که از چه کاری بیشتر لذت میبرم کاری که در آن زمان میکردم داشت به انتها میرسید و دورنمای آینده
به سبب اوضاع و احوال اقتصادی آنقدرها درخشان نبود در ضمن گرچه ایده مشخصی داشتم که چه میخواهم بکنم ولی آنقدرها مطمئن نبودم
در این زمان از یکی از دوستانم پرسیدم به نظر او چه کاری بکنم بهتر است و او بدون لحظهای مکث گفت اگر درس بدهی و همایش برگزار کنی از هر کاری برایت مناسبتر است
این دقیقاً همان چیزی بود که شخصاً با آن فکر میکردم اما برایم مشکل بود همه توانم را صرف انجام دادن کاری بکنم که زیاد در آن تجربه نداشتم اما این تجربه به من نشان داد که دوستان و اطرافیان
اغلب میتوانند به شما بگویند که مناسب چه کاری هستید و حال آنکه خودتان ممکن است این را ندانید
اگر به هیچ وجه نمیدانید که در چه زمینهای از استعداد کافی برخوردارید این را از کسی که شما را به خوبی میشناسد سوال کنید کسانی که شما را میشناسند و به شما علاقه با توجه دارند اغلب به شما میگویند که برای چه کاری مناسب هستید.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
🔮هر روز اقدام به کارها و تفکرات مثبت کنید تا با کمک آن بتوانید تمام افکار منفی را از میان ببرید.
@Notationbooks
[ #جادوی_فکر_بزرگ ]
📚 #قطره_هایی_که_دریا_شدند
1⃣5⃣7⃣
🍃گاندی🍃
ماهاتما گاندی رهبر و پیشوای سیاسی و اخلاقی مردم هند در سال ۱۸۶۹ به دنیا آمد
وی در ۱۶ سالگی پدر خود را از دست داد
گاندی با رهبری خود توانست ملت هند را از چنگال استعمار انگلستان نجات دهد و برای این امر مصرف کالاهای تولید هند را به جای کالاهای خارجی توصیه میکرد.
او مردیست لاغر اندام با جثهای ضعیف ،سر او بیمو است اما کچل نیست. خودش سرش را از ته میتراشد.
چشمانش درخشان و نافذ و گوشهایش بزرگ و برجستهاند.
قیافه او زیبانیست اما دوست داشتنی است. شب کلاهی سفید بر سر و جامه سفیدی از پارچه خشن در بر. پابرهنه و غذایش برنج است و میوه و به جز آب نمیآشامد.
روی زمین میخوابد، کم میخوابد و دائم کار میکند.گویی جسمش به حساب نمیآید. صدایش آهنگی حزن انگیز دارد و در طول صحبت اصلاً دستهایش را تکان نمیدهد.
آدم از دیدن او به یاد سقراط میافتد .در برخورد اول هیچ چیز در او جلب توجه نمیکند مگر حالت صبری عظیم.
به سادگی کودکان است و حتی با رقیبان خود نیز مهربان و مودب.
ماهاتما کفش بندداری که خودش آن را درست کرده بود برپا داشت و در حالی که چرخ چوبی نخریسی در دستش بود به میدان مرکزی بمبئی آمد .صبح یکی از روزهای تابستان سال ۱۹۴۳ بود و جنگ جهانی دوم در اوج خودش جریان داشت مهاتما از سکوی چوبی که برایش در میدان گذاشته بودندبالا رفت و خودش را آماده سخنرانی کرد.
بسیاری از مردم همانند او به جای لباس پارچه سفیدی به خودشان پیچیده بودند و کفشهای بنددار ارزان قیمتی به پا داشتند.
ماهاتما نگاهی به انبوه جمعیت انداخت بیشتر آنها چرخهای نخریسی همراهشان بود با اشاره دست او جای همه مردم را سکوت گرفت و جمعیت آماده شنیدن سخنان او شد.
دوستان من هم وطنان رنج کشیده من خوشحالم که نهضت تحریم اجناس خارجی با کوشش شما مردم به خوبی پیش میرود همه شاهد هستید که دولت انگلستان در برابر آن همه درخواستهای مسالمت آمیز ما هیچ پاسخ قانع کنندهای نداد.
همه میدانید که پس از آزادی از آخرین بازداشتم به پیشنهاد دولت انگلستان برای گفتگو درباره خواستههای ملت هند به لندن رفتم اما جز همان حرفهای بی سر و ته چیزی نشنیدم و فهمیدم باز هم نیرنگی تازه در کار است فوری به میهن برگشتم
و به محض پیاده شدن از کشتی در بمبئی برای چندمین بار به وسیله مقامات انگلیسی بازداشت شدم.
اکنون من با صدای بلند اعلام میکنم که هند متعلق به هندیهاست و انگلیسیها باید هرچه زودتر از کشور ما خارج شوند.
ما خواهان استقلالیم و تا زمانی که به آن نرسیدهایم دست از مبارزه برنمیداریم
از سکو پایین آمد روی زمین نشست و چرخش را به کار انداخت و همه همراه با او شروع به نخ ریسی کردند.
در این هنگام بود که سربازان انگلیسی دور تا دور میدان را محاصره کردند و پیش از هر کاری گاندی و تعدادی از مردم بی دفاع را دستگیر کردند و به زندان افکندند.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
🔮 #معرفی_کتاب 3⃣1⃣
#جادوی_فکر_بزرگ
🍃در هر یک از فصلهای کتاب جادوی فکر بزرگ نوشته «دیوید جی. شوارتز» دهها فکر، شیوه و اصل سودمند و منطقی مییابید که به شما توانایی میدهند تا نیروی عظیم فکر بزرگ را به کار گیرید؛ تا موفقیت، شادکامی و رضایتی را که بسیار دوست دارید، برای خود کسب کنید.
هر شیوه با شرح یک سرگذشت واقعی فوقالعاده برای شما توضیح داده شده است. بنابراین، شما نه فقط در مییابید که چه کار کنید، بلکه حتی مهمتر از آن، متوجه میشوید که چگونه هر اصلی را در موارد و موقعیتهای واقعی اجرا کنید.🍃
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
📚 #بی_پرده_با_حجاب 7⃣5⃣1⃣
🍃اگر حجاب و عفاف باعث رشد جامعه میشود چرارشد کشورهای غربی با این وضعیت خیلی بیشتر از جمهوری اسلامی است؟ 🍃
علت رشد پیشرفتهای کشورهای غربی عبارت است از: تلاش، پشتکار ،مدیریت و برنامهریزی خودشان،
فرصتی که در اختیار داشتند و تلاشی که برای عقب نگه داشتن ملتها کردند
ثروتی که در اختیار دارند بخش مهمی از آن از طریق غارت کشورهای دیگر به دست آمده
در واقع این امر ریشه در استعمار مادی و معنوی شرق دارد که هم شامل ذخایر مادی این کشورها و هم سرمایههای معنوی، دانشمندان و نخبگان این کشورهاست.
اگر لزوماً حجاب عامل عقب ماندگی است و بیحجابی عامل پیشرفت است مثلاً کشوری مانند توگو که اعتقادی به حجاب ندارند باید پیشرفتهتر از ایران باشد
در واقع این پیشرفتها ربطی به نداشتن فرهنگ عفاف و حجاب آنها ندارد
آیا مقایسه ایران و عمر جمهوری اسلامی به عنوان یک انقلاب نوپا که
نزدیک به ۱۰ سال آن نیز درگیر تثبیت پایههای انقلاب و دفاع مقدس بوده است با کشورهایی که صدها سال از استحکام نظام سیاسی آنها و حرکتشان در مسیر توسعه میگذرد مقایسه منصفانهای است؟
آیا این مقدار عمر که گاهی حدود یک دهم کشورهایی است که حرکت رو به رشد خود را آغاز کردهاند برای سنجش موفقیت یا عدم موفقیت یک نظام کافی است؟
از طرف دیگر باید این سوال را کرد که با کدام یک از این کشورها به اندازه ایران دشمنی شده است و برای براندازی و جلوگیری از رشد و پیشرفت آن تلاش، طراحی عملیات، هزینه
تحریم و ....صورت گرفته است ؟و همه اینها در حالی است که سرعت رشد ایران و به طور خاص
زنان بعد از انقلاب در عرصههای مختلف فرهنگی اجتماعی علمی ورزشی و بسیار چشمگیر است
دستاورد فرهنگ بیحیایی برای جوامع غربی چه بوده است دستاورد فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه چیست؟
اتفاقا کشورهای غربی در عرصههایی چون خانواده، اخلاق و تکریم زنان نه تنها پیشرفتی نداشتهاند بلکه همین امر مانع پیشرفتهای دیگرشان شده و آنها را به قهقرا میکشاند.
تجربه نشان داده است که در ایران هرجا تفکر انقلاب اسلامی حاکم بوده پیشرفتهای ما نیز چشمگیر بوده است مثل عرصههایی چون موشکی ،نانو، سلولهای بنیادی هستهای
و....
و هرجا سبک اشرافیگری و تفکر مقابل یعنی اندیشه مادیگرایی حاکم بوده ما توفیق نداشتیم مثل صنعت خودرو.
یک سوال برون دینی وقتی فضای تحریکات بیقاعده جنسی
در جامعهای سلامت روانی، آرامش خانوادگی و امنیت اجتماعی را به مخاطره میاندازد
چطور ممکن است عامل پیشرفت آن جامعه شود؟
یک سوال درون دینی منظور شما این است که نسخه خدا در مورد عفاف و حجاب خلاف سعادت بشر است؟.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
🎊🥳🎊🥳🎊🥳🎊🥳🎊🥳🎊🥳🎊
🍃در مدینه جشن دارد فاطمه «س» امشب شبی
هم پیمبر «ص» آمده هم صادق آل نبی «ع»
در نگاهش جنت الاعلی تماشایی شده
پای درس او شلوغ اسـت و چـه غوغایی شده
بس که لحنش مهربان و گرم و زهرایی «س» شده
حال مـن خوب و دلم مست چـه آقایی شده
قل هوالله احد شد دینم و ذکر لبم
شد امام جعفر صادق «ع» رئیس مذهبم🍃
🎊🥳🎊🥳🎊🥳🎊🥳🎊🥳🎊🥳🎊
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
📚 #سلام_بر_ابراهیم 8⃣5⃣1⃣
ابراهیم هادی قدم زنان به مقصد خانه حرکت میکرد که متوجه شد پسر جوانی برای دختر خانمی ایجاد مزاحمت کرده است.
دختر برای دوری از مزاحمت آن پسر جوان به طرف دیگر کوچه رفت، ابراهیم نیز خود را در مقابل آن پسر قرار داد.
خیلی عادی ابراهیم شروع به سلام و علیک کردن و دست دادن به پسر جوان کرد. پسر ترسیده بود اما ابراهیم مثل همیشه لبخندی بر لب داشت.
قبل از اینکه پسر دست خود را از دست ابراهیم جدا کند، ابراهیم با آرامش خاصی شروع به صحبت کردن کرد و گفت: تا به حال چنین صحنه ای را در این محله ندیده بودم. من تو و خانواده ات را کامل میشناسم، اگر واقعا به آن دختر علاقمند هستی این راه و رسم اش نیست، اگر قصد داری با این دختر ازدواج کنی من میتوانم با پدرت صحبت کنم که…
پسر جوان سریع به میان حرف ابراهیم پرید و گفت: نه لطفاً به پدرم چیزی نگو، اشتباه کردم، عذر میخوام، ببخشید و…
ابراهیم در جواب گفت: متوجه منظورم من نشدی، من نمیخواهم تو را تهدید کنم. خانه بزرگی دارید، در مغاره هم که کار میکنی. پدرت که امشب به مسجد آمد میتونم باهاش صحبت کنم تا بتوانی ازدواج کنی، چی از این بهتر؟
پسر جوان کمی گونه هایش سرخ شد و خجالت کشید، گفت: پدرم متوجه این درخواست من شود خیلی عصبی می شود.
ابراهیم هادی نیز با لبخند پاسخ داد: حاجی رو من میشناسم پدرت با من، خواسته بدی نداری که، درخواست منطقی و خوبی است
پس از نماز مغرب، ابراهیم در مسجد به نزد پدر آن پسر جوان رفت و با او شروع به صحبت کردن کرد.
صحبت را با شرایط ازدواج و پیدا کردن همسر مناسب شروع کرد. سپس ادامه داد اگر پسری، همسر مناسب خود را پیدا کند و شرایط ازدواج نیز برای او مهیا باشد باید ازدواج کند. در غیر این صورت ممکن است که به حرام و گناه بی افتد.
البته که بزرگترها نیز باید در این امر جوانان را یاری کنند. حاجی تا قبل از اینکه حرفی از پسرش زده شود تمامی حرف های ابراهیم را با لبخند و حرکت سر، تایید میکرد. همین که ابراهیم نام پسر حاجی را آورد اخم هایش رفت تو هم!
ابراهیم پرسید: حاجی اگه پسرت بخواد خودش رو حفظ کنه و تو گناه نیفته، اون هم تو این شرایط جامعه، کار بدی کرده؟
حاجی بعد از چند لحظه سکوت گفت: نه!
فردای آن روز مادر ابراهیم با مادر آن جوان صحبت کرد و بعد هم با مادر دختر و بعد…
یک ماه از آن قضیه گذشت، ابراهیم وقتی از بازار برمی گشت شب بود. آخر کوچه چراغانی شده بود. لبخند رضایت بر لبان ابراهیم نقش بست.
رضایت، بخاطر اینکه یک دوستی شیطانی را به یک پیوند الهی تبدیل کرده. این ازدواج هنوز هم پا بر جاست و این زوج زندگیشان را مدیون برخورد خوب ابراهیم با این ماجرا می دانند.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
📚 #نخل_و_نارنج 9⃣5⃣1⃣
بازار نجف از هفت شاخه به حرم منتهی میشد و آن راهی است که مرتضی میآمد از سمت شرق و در مقابل ایوان طلا به حرم میرسید. چند نفر با لباسهای بلند عربی در حال بازگشت از نماز جمعه ظهر و عصر بودند. از اقامه نماز چیزی نگذشته بود و هنوز خادمان حرم درها را نبسته بود. مرتضی نعلینش را بیرون حرم از پا درآورد و به سمت درگار چوبی رفت. نعلینی که به زردی میزد فرسودهتر از آن بود که کسی را به طمع بیندازد. درگاه را بوسید و گونه راستش را روی زمین گذاشت که موجی از دلتنگی آمیخته با آشتیاق توفید و چشمها را به اشک نشاند. دربرابر ایوان طلا تا اذن دخول بخواند، ولی پیش از آن دوست داشت همه زوایای حرم را با دقت ببیند و به خاطر بسپارد.
حرم با طلاکاریهای جدید شاه قاجار و ضریح نقرهای که چندی پیش نصب کرده بودند، به کلی با گذشتهاش فرق کرده بود. دو گلدسته در اطراف ایوان بهتازگی به دستور فتحعلیشاه طلاکاری شده بودند و شبستان اصلی حرم با زیلوهایی با نقش چهارگوش و لوزی را از جلوی ایوان تا کنار ضریح مفروش شده بود.
حرم خالی از زائر و نمازگزار بود و جز گفتوگوی مبهم خادمان در شبستانهای اطراف صدایی شنیده نمیشد. مرتضی با قدمهای کوتاه را به ضریح خود رساند. دستهایش را در پنجرههای نقرهای آن گره کرد و پیشانی را بر آن تکیه داد. آن رؤیای ملکوتی را به یاد آورد و تمام وجودش از خاطره شنیدن صدای امیرالمومنین مشتعل شد.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
🔮کنترل ذهن نتیجه نظم و عادت است. یا شما ذهن خود را کنترل می کنید یا ذهن، شما را کنترل می کند.
[📚 #بیندیشید_و_ثروتمند_شوید ]
@Notationbooks