eitaa logo
خلاصه کتاب📚
118 دنبال‌کننده
286 عکس
149 ویدیو
29 فایل
كتابخوانى بايد همانند كارهاى روزانه در زندگى مردم وارد شود.✨ ⁦«مقام معظم رهبری» . . ضمان شرعی کتاب ها رعایت شده است.🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
دعای هرروز ماه رجب🌱
📚 5⃣9⃣1⃣ شما با دست خویش آتش روشن نکنید،آتش جهنم را شعله ور نسازید. جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می‌گردد .این اعمال بشر چموش است که آتش افروزی می‌کند. فرمود جُزناوهي خامِدَةٌ( از جهنم گذشتیم در حالی که خاموش بود) اگر بشر با اعمال و کردار خویش آتش نیفروزد جهنم خاموش است. باطن این طبیعت جهنم است اقبال به طبیعت اقبال به جهنم است‌. وقتی انسان از این جهان به جهان دیگر رخت بر ببندد و پرده‌ها پس برود، می‌فهمد که تمامی اعمالی که در این دنیا انجام داده است در آن جهان دیده می‌شود. تمام اعمال و کردار و گفتار انسان در جهان دیگر منعکس می‌گردد گویی از زندگی ما فیلمبرداری می‌شود و در آن جهان نشان داده خواهد شد و قابل انکار نخواهد بود. همه اعمال و حرکات ما را علاوه بر شهادت اعضا و جوارح به ما نشان خواهند داد. در مقابل خداوند که همه چیز را ناطق و گویا قرار داده نمی‌توانید اعمال زشت خود را انکار کنید و پنهان نمایید. @Notationbooks
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 ▪️او را «النقی» به معنای متخصص  و «الهادی» به معنای راهنما می‌خوانند، زیرا با تعالیم و راهنمایی‌های خود ذهن و دل پیروان را روشن می‌کرد. ▪️ایشان در طول عمر پر برکت خود، به تدریس رشته‌های مختلف علوم قرآن، حدیث، فقه، اخلاق، تاریخ، فلسفه، نجوم، پزشکی و ریاضیات پرداخت ودر این مسیر، شاگردان بسیاری تربیت کرد. چنان که ایشان را به دلیل دانش بسیار و فصاحت کلام، همواره مورد احترام و تحسین قرار می‌دادند. .؛؛؛؛؛؛؛؛؛.....؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛.....؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛.....؛؛؛؛؛؛؛؛ 🥀کوچه کوچه نسیم سامرّا عطر غــم از عـراق آورده بوی باران و بوی دلتنگی باز بـوی فــراق آورده...🥀 (از: یوسف رحیمی). «شهادت امام هادی «ع» تسلیت باد.»💔🖤 @Notationbooks
2_144178960524030791.pdf
حجم: 1.9M
0⃣2⃣ 📚 عنوان کتاب: امام علی (ع) صدای عدالت انسانی ✍️ نویسنده:جرج جرداق 📝 ترجمه و توضیحات: سید هادی خسرو شاهی 📖 موضوع:مذهبی 📄 تعداد صفحات:۲۶۳ صفحه 📕 تعداد جلد:۵ جلد 📗 جلد پنجم @Notationbooks
🌱هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید 🔹امام حسین(ع): خداوند هیچ موجودی را نیافرید، جز آن‏که برای او تسبیحی قرارداد تا با آن خدا را ستایش کند. امروز سه‌شنبه ۲۶دی ماه ۴ رجب۱۴۴۵ ۱۶ژانویه  ۲۰۲۴ 🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
📚 1⃣9⃣6⃣ 🔮شما ارباب سرنوشت خود هستید، شما می توانید محیط شخصی خود را، تحت تاثیر قرار داده، هدایت و کنترل کنید. شما می توانید زندگی تان را، به چیزی که می خواهید تبدیل کنید. @Notationbooks
🌱هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید 🔹امام علی «ع»: با دوستت آرام بیا، چه بسا که روزی دشمنت شود و با دشمنت آرام بیا، چه بسا که روزی دوستت شود.» امروز چهارشنبه ۲۷دی ماه ۵ رجب۱۴۴۵ ۱۷ژانویه  ۲۰۲۴ 🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
بیست و هفتم دی ماه، سالگرد شهادت مظلومانۀ فدائیان اسلام، گرامی باد💔 🌷یادشان گرامی و راهشان پر رهرو. شادی روح شهدا: «اللّهم صل علی محمّدوآل محمّد وعجّل فرجهم.» @Notationbooks
🔹غسل شهادت🔹 سحرگاه یکشنبه 27 دیماه سال 1334  اعضای فداییان اسلام را از لشگر یک پیاده به محل لشگر دو زرهی بردند. در وسط سالن پادگان وسایل شخصی آنان بر زمین ریخته بود, نواب جلو رفت عمامه و عبایش را برداشت, و با لبخند به دوستانش گفت: «به جدم قسم با همین لباس شهید میشوم.» رهبر فداییان برای آخرین مرتبه یارانش را در آغوش گرفت. ثانیه تلخ خداحافظی برای او به شوق دیدار در بهشت سخت نبود. آنان صبور و استوار به سلولهای انفرادی خود رفتند. نزدیک صبح جوخة اعدام در کنار میدان بزرگ پادگان به خط ایستادند, نواب و یارانش از سلول بیرون آمدند. ناگهان سید محمد واحدی فریاد زد: «الله اکبر, الله اکبر» به اشاره سرهنگ اللهیاری پاسبانی دست بر دهان سید محمد گذاشت. زندانیان از روزنه در به بیرون نگاه میکردند. سرهنگ پرسید: «اگر خواسته ای دارید بگویید؟» سید تقاضای آب برای غسل شهادت نمود. آب سرد بود, نواب خمشگین بر سر سرهنگ بختیار فریاد زد: «اگر آب گرم نباشد, رنگ ما میپرد و تو و امثال تو فکر میکنند که ترسیده ایم. اما مهم نیست. خدا آگاه است که لحظه به لحظه اشتیاق ما به شهادت بیشتر میشود. رهبر فداییان یارانش را مورد خطاب قرار داد و گفت: «خلیلم, محمدم, مظفرم, زودتر آماده شوید, زودتر غسل شهادت کنید, امشب جده ام فاطمه زهرا (س) منتظر ماست.» پس از غسل شهادت به نماز ایستاد. افسران و درجه داران با ناباوری به آنان نگاه میکردند. دستان به قنوت رفته اش حریم آسمان مناجات بود. پس از اتمام نماز عشق سید بار دیگر امت جدش را هدایت نمود : «شما بندگانی ضعیف در برابر خدای جهان هستید, چند روزه دنیا به زودی میگذرد, کاری کنید که در جهان دیگر در برابر آفریدگارتان شرمنده نباشید. شما به دستور شاه ستمگر ما را شهید می کنید ولی طولی نمی کشد که همگی از این کردار زشت پشیمان می شوید. آن روز پشیمانی دیگر سودی ندارد. شما باید سرباز اسلام باشید و در راه دین بجنگید نه این که سلاحتان را برای حفظ حکومت شاه رو به سینه عاشقان اسلام نشانه بگیرید. روزی حقایق آشکار می شود و آن وقت از اینکه از شاه حمایت کرده اید, پشیمان خواهید شد. ای افسران و مقامات عالی مرتبه ارتش شما هم به جای اینکه خود را به حکومت پوسیده و فاسد شاهنشاهی بفروشید به اسلام رو بیاورید تا در دو جهان به عزت برسید. فریب این درجه ها و مقامات ظاهری را نخورید و بدانید که قیامت بسیار نزدیک است. والسّلام. 💔🥀 @Notationbooks
📚 7⃣9⃣1⃣ (زندگینامه شهید نواب صفوی) 🔸 ترور احمدکسروی توسط فدائیان اسلام [شهید نواب صفوی پس از بحث‌های بسیاری که با احمد کسروی داشت، دو بار تصمیم به ترور او گرفت که مرتبه اول آن ناموفق بود اما در دفعه دوم با همکاری برادران امامی و دیگر مجاهدین گروه فدائیان خلق موفق شد تا کسروی را به درک بفرستد. در ادامه به اتفاقات پیش‌آمده در ماجرای ترور دوم پرداخته می‌شود.] نواب در میان انواع روزنامه‌ها و مجله‌ها کنار حوض کوچک دایره‌ای نشسته و به‌عکس ماه خیره شده است. چشم نواب به روزنامه اطلاعات می‌افتد. سید هادی ظهر با هیجان روزنامه را آورد و گفت: «کسروی قرآن سوزی را انکار کرده و گفته هرکس این کار را اثبات کند، پنج هزار تومان جایزه می‌گیرد. سید هادی مقاله‌ی جمعیت مبارزه با بی‌دینی را برای برادرش می‌خواند. پاسخ پنجاه‌هزار ریال جایزه کسروی، یک پیشنهاد خردمندانه... عقلای تمام ملل باید قضاوت کنند... چندی است که میان مسلمانان و احمد کسروی اعلامیه‌هایی ردوبدل شده و نسبت‌هایی به کسروی داده‌شده و کسروی آن نسبت‌ها را تهمت پنداشته و از خود دفاع نموده است...»       نواب به روزنامه‌های پخش‌شده در اطرافش که هرروز درباره مبارزه مطبوعاتی کسروی و علما مطلب چاپ می‌کنند، نگاه می‌کند به خود می‌گوید: «اگر این کارها فایده داشت تا حالا باید کسروی توسط دولت محکوم می‌شد.»    تنها مطلبی که نواب را مدتی امیدوار کرد، اعتراض رئیس مجلس به دولت بود که خواستار توقیف دو روزنامه‌ی «پرچم» و «پیمان» کسروی بود. بعد از ترور هم [منظور ترور اول است]، کسروی از ترس عقب‌نشینی کرد ولی طرفدارانش او را دلداری می‌دادند و به طور آزاد در اماکن عمومی اطلاعیه پخش می‌کنند و از کسروی و آیین جدید او به نام «ورجاوند» تجلیل می‌کنند.  نواب سر به آسمان زمزمه می‌کند: «خدایا! چطور زنده باشم و ادعای پیامبری مردی ملحد و تبلیغات هوادارانش را شاهد باشم!»   نواب به فکر می‌افتد که باید باز هم‌گروه فدائیان اسلام را گرد هم آورد... بعد از نماز، سید سر به سجده می‌گذارد و نجوا می‌کند. شانه‌های استخوانی‌اش با گریه شدید تکان می‌خورد. در روایت خوانده است، هر نمازی یک مستجاب دارد. سید با تمام وجود می‌خواهد اولین دعای نماز صبح بیستم اسفند ۱۳۲۴ گروه فدائیان را اجابت کند. سید سر از سجده برمی‌دارد و دعا می‌کند. با شنیدن صدای آمین جوان‌ها، احساس می‌کند دل‌گرفته‌اش روشن شد. 🔸ادامه دارد...     @Notationbooks