🌱هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید
🔹امام حسین(ع): خداوند هیچ موجودی را نیافرید، جز آنکه برای او تسبیحی قرارداد تا با آن خدا را ستایش کند.
#صبح_نو
امروز سهشنبه
۲۶دی ماه
۴ رجب۱۴۴۵
۱۶ژانویه ۲۰۲۴
🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
📚 #بیندیشید_و_ثروتمند_شوید
1⃣9⃣6⃣
🔮شما ارباب سرنوشت خود هستید،
شما می توانید محیط شخصی خود را،
تحت تاثیر قرار داده، هدایت و کنترل کنید.
شما می توانید زندگی تان را،
به چیزی که می خواهید تبدیل کنید.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
🌱هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید
🔹امام علی «ع»:
با دوستت آرام بیا، چه بسا که روزی دشمنت شود و با دشمنت آرام بیا، چه بسا که روزی دوستت شود.»
#صبح_نو
امروز چهارشنبه
۲۷دی ماه
۵ رجب۱۴۴۵
۱۷ژانویه ۲۰۲۴
🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
بیست و هفتم دی ماه،
سالگرد شهادت مظلومانۀ فدائیان اسلام،
گرامی باد💔
🌷یادشان گرامی و راهشان پر رهرو.
شادی روح شهدا:
«اللّهم صل علی محمّدوآل محمّد
وعجّل فرجهم.»
@Notationbooks
🔹غسل شهادت🔹
سحرگاه یکشنبه 27 دیماه سال 1334
اعضای فداییان اسلام را از لشگر یک پیاده به محل لشگر دو زرهی بردند.
در وسط سالن پادگان وسایل شخصی آنان بر زمین ریخته بود, نواب جلو رفت عمامه و عبایش را برداشت, و با لبخند به دوستانش گفت: «به جدم قسم با همین لباس شهید میشوم.» رهبر فداییان برای آخرین مرتبه یارانش را در آغوش گرفت. ثانیه تلخ خداحافظی برای او به شوق دیدار در بهشت سخت نبود. آنان صبور و استوار به سلولهای انفرادی خود رفتند. نزدیک صبح جوخة اعدام در کنار میدان بزرگ پادگان به خط ایستادند, نواب و یارانش از سلول بیرون آمدند.
ناگهان سید محمد واحدی فریاد زد: «الله اکبر, الله اکبر» به اشاره سرهنگ اللهیاری پاسبانی دست بر دهان سید محمد گذاشت. زندانیان از روزنه در به بیرون نگاه میکردند. سرهنگ پرسید: «اگر خواسته ای دارید بگویید؟»
سید تقاضای آب برای غسل شهادت نمود. آب سرد بود, نواب خمشگین بر سر سرهنگ بختیار فریاد زد: «اگر آب گرم نباشد, رنگ ما میپرد و تو و امثال تو فکر میکنند که ترسیده ایم. اما مهم نیست. خدا آگاه است که لحظه به لحظه اشتیاق ما به شهادت بیشتر میشود. رهبر فداییان یارانش را مورد خطاب قرار داد و گفت: «خلیلم, محمدم, مظفرم, زودتر آماده شوید, زودتر غسل شهادت کنید, امشب جده ام فاطمه زهرا (س) منتظر ماست.»
پس از غسل شهادت به نماز ایستاد. افسران و درجه داران با ناباوری به آنان نگاه میکردند. دستان به قنوت رفته اش حریم آسمان مناجات بود.
پس از اتمام نماز عشق سید بار دیگر امت جدش را هدایت نمود : «شما بندگانی ضعیف در برابر خدای جهان هستید, چند روزه دنیا به زودی میگذرد, کاری کنید که در جهان دیگر در برابر آفریدگارتان شرمنده نباشید. شما به دستور شاه ستمگر ما را شهید می کنید ولی طولی نمی کشد که همگی از این کردار زشت پشیمان می شوید. آن روز پشیمانی دیگر سودی ندارد. شما باید سرباز اسلام باشید و در راه دین بجنگید نه این که سلاحتان را برای حفظ حکومت شاه رو به سینه عاشقان اسلام نشانه بگیرید. روزی حقایق آشکار می شود و آن وقت از اینکه از شاه حمایت کرده اید, پشیمان خواهید شد. ای افسران و مقامات عالی مرتبه ارتش شما هم به جای اینکه خود را به حکومت پوسیده و فاسد شاهنشاهی بفروشید به اسلام رو بیاورید تا در دو جهان به عزت برسید. فریب این درجه ها و مقامات ظاهری را نخورید و بدانید که قیامت بسیار نزدیک است. والسّلام. 💔🥀
@Notationbooks
#مدیون_شهدا_هستیم
📚 #جوانترین_رهبر 7⃣9⃣1⃣
(زندگینامه شهید نواب صفوی)
🔸 ترور احمدکسروی توسط فدائیان اسلام
[شهید نواب صفوی پس از بحثهای بسیاری که با احمد کسروی داشت، دو بار تصمیم به ترور او گرفت که مرتبه اول آن ناموفق بود اما در دفعه دوم با همکاری برادران امامی و دیگر مجاهدین گروه فدائیان خلق موفق شد تا کسروی را به درک بفرستد. در ادامه به اتفاقات پیشآمده در ماجرای ترور دوم پرداخته میشود.]
نواب در میان انواع روزنامهها و مجلهها کنار حوض کوچک دایرهای نشسته و بهعکس ماه خیره شده است. چشم نواب به روزنامه اطلاعات میافتد. سید هادی ظهر با هیجان روزنامه را آورد و گفت: «کسروی قرآن سوزی را انکار کرده و گفته هرکس این کار را اثبات کند، پنج هزار تومان جایزه میگیرد. سید هادی مقالهی جمعیت مبارزه با بیدینی را برای برادرش میخواند. پاسخ پنجاههزار ریال جایزه کسروی، یک پیشنهاد خردمندانه... عقلای تمام ملل باید قضاوت کنند... چندی است که میان مسلمانان و احمد کسروی اعلامیههایی ردوبدل شده و نسبتهایی به کسروی دادهشده و کسروی آن نسبتها را تهمت پنداشته و از خود دفاع نموده است...»
نواب به روزنامههای پخششده در اطرافش که هرروز درباره مبارزه مطبوعاتی کسروی و علما مطلب چاپ میکنند، نگاه میکند به خود میگوید: «اگر این کارها فایده داشت تا حالا باید کسروی توسط دولت محکوم میشد.»
تنها مطلبی که نواب را مدتی امیدوار کرد، اعتراض رئیس مجلس به دولت بود که خواستار توقیف دو روزنامهی «پرچم» و «پیمان» کسروی بود. بعد از ترور هم [منظور ترور اول است]، کسروی از ترس عقبنشینی کرد ولی طرفدارانش او را دلداری میدادند و به طور آزاد در اماکن عمومی اطلاعیه پخش میکنند و از کسروی و آیین جدید او به نام «ورجاوند» تجلیل میکنند.
نواب سر به آسمان زمزمه میکند: «خدایا! چطور زنده باشم و ادعای پیامبری مردی ملحد و تبلیغات هوادارانش را شاهد باشم!»
نواب به فکر میافتد که باید باز همگروه فدائیان اسلام را گرد هم آورد...
بعد از نماز، سید سر به سجده میگذارد و نجوا میکند. شانههای استخوانیاش با گریه شدید تکان میخورد. در روایت خوانده است، هر نمازی یک مستجاب دارد. سید با تمام وجود میخواهد اولین دعای نماز صبح بیستم اسفند ۱۳۲۴ گروه فدائیان را اجابت کند. سید سر از سجده برمیدارد و دعا میکند. با شنیدن صدای آمین جوانها، احساس میکند دلگرفتهاش روشن شد.
🔸ادامه دارد...
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
📚 #جوانترین_رهبر 8⃣9⃣1⃣
نواب بعد از رفتن جوانها به روی ورقهای زرد میافتد و با خط خود بر روی ورقها، کلماتی را مینویسد. در حال نوشتن، خدا را به قلم قسم میدهد تا ورقها بااراده خودش به روزنامهها برسد و خبر کشته شدن کسروی در سطر اول، چشم مسلمانان را روشن کند.
او ورقها در جیب کتش میگذارد و با ذکر دعا و صلوات از اتاق بیرون میآید. قدمهایش را تند میکند. میداند کسروی از ترس، سر ساعت نه در دادگاه حاضر میشود. در روزنامهها خوانده بود، کسروی درخطر بودن را بهانه میکند و برای جواب شکایات به دادگاه نمیرود.
نواب در اعلامیهها از کسروی خواسته بود توبه کند. ولی نهتنها او هیچ جوابی نداد، بلکه افکارش را توسط مریدانش ترویج داد. نواب وقتی ناامید میشود، نقشه میکشد، بچههای فدائی به رهبری سید حسین امامی، در اتاق بازرسی اقدام به تیراندازی کنند. قرار میشود دو برادر ارتشی فدائی سرباز جلوی در اتاق را مرخص کنند و چهار فدائی را به اتاق بفرستند.
نواب با رسیدن به روبروی ساختمان دادگستری، توقف میکند. ناگهان صدای اللهاکبر چهار جوان در فضا میپیچد. نواب درجا میخکوب میشود. جوانهایش را با سروصورت زخمی میبیند که از پلهها پایین میآیند. بر روی دستش میکوبد. متوجه میشود، محافظها از اربابشان دفاع کردهاند. نواب با شنیدن صداهای اللهاکبر، قدمهای بلند چهار فدائی را میبیند که بهطرف درشکه میروند. سید ورقها را از جیبش بیرون میآورد و فریاد میزند: «خدایا شکر! عیدی به اعیاد مسلمین اضافه شد.»😍
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتابِ_خوب_بخوانیم
🌱هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید
🔹حضرت زهرا«س»:
کسی که بعد از خوردن غذا، دست های خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتی برایش بوجود آید کسی جز خودش را سرزنش نکند.
#صبح_نو
امروز پنج شنبه
۲۸دی ماه
۶رجب۱۴۴۵
۱۸ژانویه ۲۰۲۴
🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
🍃وصیتنامه:🍃
ما فرزندان کسانی هستیم که در راه دفاع از مرزهای وطن جز زیبایی چیزی ندیدیم. وطنی که ما شرم داریم آن را رها کنیم هر چقدر تهدید هم باشد؛ ما سربلند می ایستیم و افتخار می کنیم که میوه های سال ها جهاد با چشمانی باز هستیم، با اختیار و اخلاص، چشمانی که با عشق و اراده به شهادت بسته شدند.
ما فرزندان مدرسه ای هستیم که در آنجا یادگرفتیم آزاد زندگی کنیم، ما امنیت را از دشمن التماس و گدایی نمی کنیم؛ما حق خود را با خون هایمان که برای سربلندی نذر شده و برآزادگی ایستاده است، باز پس می گیریم.
🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️
18ژانویه نهمین سالگرد شهادت
آقازادۀ مقاومت شهیدجهادمغنیه گرامی باد.🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
@Notationbooks
#مدیون_شهدا_هستیم
با آغاز جنگ در حرم معصومین (س)، دوباره لباس رزم پوشید و در فرودین ٩٣ به طور داوطلبانه به سوریه رفت.
در همان مدت کوتاه ۲۲ روزی که در آنجا بود، در عملیاتهای زیادی شرکت کرد و لیاقتهای بیشماری را از خود نشان داد. اما طولی نکشید که در ۲۵ فروردین ۱۳۹۳ در عملیات امام رضا (ع) بر اثر اصابت چند گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش همزمان با سالروز وفات حضرت زینب (س) در مشهد تشییع و در خواجه ربیع به خاک سپرده شد.
@Notationbooks
پانزدهم رجب
سالروزوفات حضرت زینب کبری«س» تسلیت باد🥀
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🎊خوش آمدی که با مقدمت،
عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید.
قفسها شکسته شد و نفسها از زندان سینه ها رهایی یافت.
خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارما ن گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.🎊
🎊بازگشت رهبری که استقلال و عزتمان را از او داریم را به همه عاشقانش تبریک می گویم.
🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊
@Notationbooks
#دهه_فجر_مبارک 😍
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌❌❌
حتماً ببینید
حتماً حتماً.
.
.
.
.
اتاق عمل کاملاً ایرانی 😍
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@Notationbooks