یادم نمیاد اولین بار چرا تصمیم گرفتم که یه روز غم نیاز دارم و درست یادم نیست که امسال چندمین سال به حساب میاد اما خب فعلا دارمش👀
یادداشتهای یک سبزِآبی
یادم نمیاد اولین بار چرا تصمیم گرفتم که یه روز غم نیاز دارم و درست یادم نیست که امسال چندمین سال به
دلم یه روز میخواست که از قبل توش اتفاق ناراحت کنندهای نباشه؛
یه روزی که غمگین بودن و به ناراحتی فکر کردن چیز نرمالی نباشه😀:/
پسسسسسس..
چهارم جولای اون روز از هرسال شد🦦:/
پ.ن:کسی میتونه حدس بزنه چیشد که بین اینهمه تاریخ چهارمین روز از جولای؟😂
یادداشتهای یک سبزِآبی
دلم یه روز میخواست که از قبل توش اتفاق ناراحت کنندهای نباشه؛ یه روزی که غمگین بودن و به ناراحتی فک
البته یه وقتاییم مثل امروز اون روز واقعا روز غمگینی میشه، روز دلتنگیِ زیاددد❤️🩹:)
تا آخر دنیا غر دارممممممم...
که چرا من الان به جای مصلی اینجا توی اتاقم روبهروی کتاب فارسی نشستم😭
دیروز بالاخره بعد دو ماه و نیمممم یه کتاب به لیست کتابای خونده شدهم اضافه شد👀
ایشون☺️
واقعا خیلی دوست داشتنی و آروم و لطیف بود:)))
بالاخره از ریدینگ اسلامپ نجاتم داد✊🏽
#book
دلم واسه کتاب خوندن تنگ شده بوووود🦦:/
میخوام بیشتر از ادبیات ژاپن بخونم..
چیزی میشناسین که قشنگ باشه و کوتاه؟