یادداشتهای یک سبزِآبی
دلم یه روز میخواست که از قبل توش اتفاق ناراحت کنندهای نباشه؛ یه روزی که غمگین بودن و به ناراحتی فک
البته یه وقتاییم مثل امروز اون روز واقعا روز غمگینی میشه، روز دلتنگیِ زیاددد❤️🩹:)
تا آخر دنیا غر دارممممممم...
که چرا من الان به جای مصلی اینجا توی اتاقم روبهروی کتاب فارسی نشستم😭
دیروز بالاخره بعد دو ماه و نیمممم یه کتاب به لیست کتابای خونده شدهم اضافه شد👀
ایشون☺️
واقعا خیلی دوست داشتنی و آروم و لطیف بود:)))
بالاخره از ریدینگ اسلامپ نجاتم داد✊🏽
#book
دلم واسه کتاب خوندن تنگ شده بوووود🦦:/
میخوام بیشتر از ادبیات ژاپن بخونم..
چیزی میشناسین که قشنگ باشه و کوتاه؟
حقیقت اینه که رفیقمُ که میگفت دینی سخته مسخره کردم و دینیای که همیشه چهار ساعته جمع میشد بعد یک و نیم روز خوندن هنوز تموم نشدهههههه😭
یادداشتهای یک سبزِآبی
حقیقت اینه که رفیقمُ که میگفت دینی سخته مسخره کردم و دینیای که همیشه چهار ساعته جمع میشد بعد یک و
سر جلسهی آزمون همهی سوالا رو جواب داده بودم و چندتا سوال تشریحی آخر مونده بود بعد اینجوری بودم که میدونم این کجای کتابه میدونم جوابش چیه ولی مغزم توانایی جمله بندی نداره🤡
پس.....گرفتم خوابیدم