اونجایی یادگرفتم خودساخته
بار بیام ..
که تا اوج افسردگی رفتم بدونِ
اینکه پیش تراپیست برم یا حتی
نزدیک ترین آدم زندگیم هم خبردار
بشه ..!
خودم بودم که تو نابودیا خودمو
کشیدم جلو ...
پس خودمم که تو همین فروپاشیهای
الانم خودمو جمع و جور میکنم ..
دیگه ادعا کمتر بکنید لطفا !..
حتی اگه خیلی تلاش کنم و
بتونم ببخشمشون ، هیچوقت
فراموش نمیکنم چه ب سرم آوردن ..
اینطوریم اگه طرف بهم بدی
کرده باشه ، یا ذاتشو شناخته
باشم ..
دیگه مثل بقیه نمیتونم جلو روش
خوب رفتار کنم یا عادی جلوه بدم ..
یهو سرد میشم .
لطفا هرموقع میخواید دل بشکونید
توی یه زمانی بشکونید که بتونم پاشم
همون موقع برم باشگاه ..
وقتی نتونم برم دوباره مثل بعضی شبا
تا صبح اشکه :)