اون چیزی که مارو قوی کرد
روزی یه لیوان شیر خوردن نبود ..
غذاهای مقوی خوردن نبود ..
اون چیزی که قویمون کرد غما و دردامون
بود !..
دروغ بود هرچی بچگی میگفتن ..
باشگاه اونجایی بودش که منتظر
بودم تایمش برسه تا از خونه بزنم
بیرون و با قدمای بلندم به سمتش
قدم بردارم ..
اونجایی بود که میرفتم تا روحم آزاد
شه ..
جاهای دیگه بدن بدون درده و روح پر درد
ولی تو باشگاه اون روحه که دیگه درداشو
واسه دوسه ساعت تقدیمِ بدن میکنه ..
اون شوق بزرگ شدن تو بچگیمون
چی بود که همش مثل خوره میوفتاد
ب جونمون و ولمون نمیکرد ؟!
چی بود همش ارزوی بزرگ شدن ؟
تهش چیشد دقیقا ؟
الان بزرگ شدیم چیشد تهش ؟
خوب شد همچی ؟
نه ، فقط بدتر شد ..