مولانا نمیگه دوست دارم !
میگه :
گر تو گرفتارم کنی ،
من با گرفتاری خوشم !
داروی دردم گر تویی
در اوج بیماری خوشم . .
کورد ها ب رفیقِ صمیمی شون
میگن
' هَوال '
یعنی کسی که هیچوقت تنهات
نمیزاره و همراهته ؛
گاهی واسه این ها باید جان داد !
من یکمی با بقیه فرق داشتم . . .
گریه تو کارم نبود ..
تمام اون بغضای لعنتیو ، تمام اون
دردارو ، عقده هارو روی وزنه ها و
دمبلای باشگاه خالی میکردم .!
اثرات غمامو توی چهرم کسی ندید . . .
شد کبودیِ سر پنجه هام ..
شد ریزشِ شدید موهام ..
شد دردِ دست چپم ..
شد پینه یِ دستام از وزنه زیاد ..
شد دفترایِ پرشده گوشه کتابخونه ..
و همه اینا شد یه تجربه ..
بازماندش هم یک قلبِ خوردشده !..
وقتی میبینی یه دختر داره
با تموم وجودش توی گریه
دل میزنه و از عمق جانش
هق هق میکنه ؛
بعد از اون گریه منتظر یه
ورژن خطرناک و پرقدرت ازش
باش !.
روزای خوبی ندارم ؛
ولی هیچ پاسخی جز
وزنه سنگینتر از قبل
ندارم به مشکلات زندگی
بدم ..