دلتنگی ؟
دلتنگی نیست که ؛
عزرائیلِ درونیه ..
گاهی میاد یه سلامی میکنه میره !..
صد نامه فرستادم
صد راه نشان دادم
یا راه نمیدانی
یا نامه نمیخوانی ..!
- مولانا
به جنابِ عشق گفتم : تو بیا دوایِ ما باش ؛
که به پاسخم بگفتا : تو بمان و مبتلا باش !..
- مولانا
وقتی نصف شب میشینی
اشک میریزی و ناامیدی ..
باید به این فکر کنی که فردا
یه داستانای جدید هم شروع
میشه و تو به علاوه خودت باید
اونارو هم هندل کنی باهم :)
شاید سخت باشه ..
ولی تنها راهیه که داری و باید
تحمل کنی :)
پس با انگیزه دادن به خودت ، با
تمرکز روی خودت ، حتی با خندیدن
های ظاهری سعی کن این تحمل رو
آسون تر کنی :)