همیشه اون نقابی که جلوی
دردامو گرفت یه ادم خندون بود ..
لحنم کلا طنزه ..
طرف میاد سوال میپرسه ..
بعد جواب میدم و توی این جواب
نشون میده که معلوم نیست اون
مدت چی بهم گذشته ..
ته اون کلمات پر از درده هاااا ..
ولی یهو میبینم طرف شروع میکنه
قهقهه زدن !
اخه چرا قهقهه میزنی خب روانی؟
پاسخی که دریافت میکنم اینه که ..
نیس که لحنت خنده داره ! نمیتونم نخندم ..
خوشحالم از این نقابِ طنزگونه که
تمام دردامو پوشش داده :)
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
سالهاست ؛
وقتایی که تو اوج تنهاییام
و وقتایی که حتی نمیخوام
دردامو به کسی بگم ؛
راهی جز اینکه حرفِ دلمو تبدیل
به چند بیت شعر کنم ، ندارم :)!