مجید خراطها ی ِ جا حق میگه ؛
« خاکم نکنید !
بزارید اونم برسه
بزارید اونو ببینم ؛
وقتی به حرفم میرسه .. » :)
یه جا نوشته بود ؛
اگه میدونستم تهش اینجوری میشه ؛
آخرین بار محکم تر بغلت میکردم :)!..
یِ روزم میشه این شبارو تو
خاطراتت مرور میکنی و میگی
گذشت ..
ولی پیرم دراومد تا گذشت ..
دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت ..