آنچنان کتاب عشق بنویسم که فراموش شود داستان های کوچک دلتنگی
آنچنان پرستو شوم و پرواز کنم و پرواز که تعجب آسمان هم کفایت نکند شوق آزادیم را
آنچنان غرق شوم در دریای منِ خویش، که لازم نباشد هیچ منِ دیگری در وصف حال منِ شکسته و پر شود چاله آب های دوران طفولیت
آنچنان نغمه خوانم و بنوازم که هیچ شود گذشته و آغاز شود موسیقی نت های زندگیام
آنچنان که باد ببرد غبار تکه هایم و باران بشوید سیل اشک هایم را
آنچنان که غم تسلیم شود و تعظیم کند به شکوه رنج و تنهایی ما
-نگار
𝑵𝒐𝒗𝒂
آنچنان کتاب عشق بنویسم که فراموش شود داستان های کوچک دلتنگی آنچنان پرستو شوم و پرواز کنم و پرواز که
بعد از کلی وقت ..
بایدم خوب نشه ..