چرا من یجوری شدم:/
عصابم زود خورد میشه دارم از همه چی فرار میکنم خیلی خیلی شلخته و نامیزونم خودم کارام اتاقم اصن کلا خیلی همه چی نچسب و نامیزونه اوضاع مزخرفی دارم کلی چیز هست که میتونم بشینم دربارش حرف بزنم و به خودم بگم چقدر خر و بی عقلی و تا صبح براشون مخ خودمو بخورم و گریه کنم و داغون باشم ولی فقط دارم ازشون فرار میکنم و واقعا واقعا از ته دل حالم داره بهم میخوره از این وضعیتم از این روزام از این کارام از این موقعیتم یعنی خودمو اگه از دور ببینم اینطوریم که شت، چه ضایع و نچسبه
من حتی از خودم و این رفتارام و کارام و شخصیتم حالم بده و بدم میاد
خلاصه که فقط در حال فرار از همه ی همه ی همه چیم همه چی