eitaa logo
نیوک‌لیدر
156 دنبال‌کننده
964 عکس
367 ویدیو
2 فایل
يادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، سينما، دين، تاريخ و سياست. 🆔 @abouznab وبلاگ: nucleader.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
این متن رو خیلی دوست دارم و هر سال نو یک بار مرور می‌کنم. مرور سال قبل با امسال به اندازه هزاران شهید این ۳۶۵ روز تفاوت داره. شهید سید مرتضی آوینی: بهار سر رسیده است و شقایق‌های وحشی و گل‌های سفید نوروز، بدون ترس از آتش جنگ و پوتین‌های خشن سربازی، سر از خاک بیرون آورده‌اند. آیا می‌توان گل‌ها را بهانه کرد و از جنگ گریخت؟ لازمه‌ی تکامل عالم، جنگ بین اهل حق و اهل باطل است و واماندگان و اهل تقاعد نمی توانند نقاب صلح و سلم را بهانه‌ی نشستن کنند و در خانه ماندند. جنگ بین حق و باطل همان همه با فطرت عالم توازن و تناسب دارد که گلهای شقایق وحشی با دامنه‌ی تپه‌ها. شقایق وحشی نیز داغدار واقعه‌ای است که در کربلا رخ داده است. آیا می‌توان جهان را در کف جهال و فساق و قداره‌بند‌ها رها کرد و دم بر نیاورد؟ اگر نه، همه‌ی ما در برابر اقامه‌ی عدل مسئول هستیم به کربلا داغی بی التیام بر سینه‌ی همه‌ی بشریت است. نوروز سر رسیده، اما آن کشاورز بیرجندی به روستای خویش باز نمی‌گردد، اما زیبایی‌های عالم را خوب می‌شناسد و گل‌های سفید نوروز، گل‌های اشتیاقی هستند که با نسیم بهار بر خاک مطهر قلب او جوانه زده‌اند. اما چگونه می‌توان از قلب‌هایی که دیگر نمی‌تپند غافل شد؟ اما چگونه می‌توان کربلا را از یاد برد؟ میان ظاهر و باطن عالم نسبتی است که جز اهل حق در نمی‌یابند. او می‌داند که اندیشه‌ی علوی با زندگی عبدالرحمن عوفی جمع نمی‌شود. او می‌داند که عاشورا و عافیت با هم جمع نمی‌شود. او می‌داند که نمی‌توان «یا لیتنی کنت معکم» خواند و در خانه ماند و خود را دین‌دار دانست. آیا کسی جز خویشتن را نیز می‌توان فریفت؟ دهر بر محور حق و عدل می‌چرخد و هیچ چیز در آن گم نمی‌شود. آیا می‌توان خود را دیندار دانست و در عین حال آن‌همه تعلل ورزید تا عصر عاشورا برسد و کار از کار بگذرد؟ پیکرهای بی‌سر شهدا لگدکوب شده‌اند و گوشواره از گوش دختربچه‌های آل‌الله کشیده‌اند و شکوفه‌های هلو را بر تن فرزندان رسول الله پرپر کرده‌اند و زنجیر بر گردن ولی خدا و وصی رسول او انداخته‌اند. روی سخن، پیش از همه با دینداران است، آنان که فریاد هل من ناصر حسین بن علی را از کربلا شنیده‌اند، اما در میان ضعفا و قاعدین در خانه مانده‌اند و اخبار جنگ را تنها از رادیوها گوش کرده‌اند و پنداشته‌اند که در ثواب مجاهدین راه خدا نیز شریک هستند. آیا می‌توان در خانه خفت و در ثواب مجاهدین راه خدا شریک بود؟ آیا می‌توان فریاد «جنگ جنگ تا پیروزی» سر داد، اما تشنگی در راه خدا را تجربه نکرد و در محاصره‌ی دشمن نیفتاد و پیکر برادر شهید را ساعت‌ها بر گرده نکشید؟ آیا می‌توان فریاد «جنگ جنگ تا پیروزی» سر داد، اما مارش عملیات را در خانه از رادیو شنید؟ نه، سال‌ها از عاشورا گذشته است، اما هنوز حکومت کره‌ی زمین در کف یزیدیان است و تا آن‌گاه که حکومت در کف یزیدیان باشد داغ کربلا تازه است و با گذشت زمان التیام نمی‌یابد. @Nucleader
نیوک‌لیدر
فرمانده جبهه جنوبی حزب‌الله بود که ششم مهر ۱۴۰۳ به همراه سیدالشهدای مقاومت به شهادت رسید. از نسل نخس
دوست و دشمن او را به یک نام می‌شناختند؛ «درع الامین». او سپر سید و فرمانده حفاظت سیدالشهدای مقاومت بود. در طول جنگ سوریه مامور شد امنیت شخصی حاج قاسم را تامین کند. هرجا فرمانده نیروی قدس ایران بود، او هم بود. سپر سید هم روز ششم مهر همراهش به شهادت رسید. بیستمین سحرگاه ماه مبارک رمضان از شهید ابراهیم حسین جزینی معروف به حاج نبیل یاد می‌کنیم. @Nucleader
پیشرفت ایران در فاصله بیست ساله بعد از جنگ (۱۹۹۰ تا ٢٠١٠) دلیل اصلی تحریم‌های ایران است، بقیه مسائل بهانه برای وضع تحریم ها هستند. ✍️ Farhad Ghoddoussi ‏فهم و وفاق بر این گزاره تنها راه عبور از چالش‌های اقتصادی دو دهه اخیرست. هسته‌ای نه عامل تحریم بلکه بهانه تحریم بوده. عامل اصلی شروع تحریم‌ها رشد بالای قتصادی ایران بخصوص در دهه۸۰ بود. این رشد البته چون با ایجاد شکاف‌های سیاسی و اجتماعی همراه بود باعث شد تحریم کارساز شود. ✍️ میثم مهدیار @makshufat
سیدی که آیت‌الله، رییس‌جمهور و عضو شورای خبرگان بود، ازش یک نماز در تلویزیون پخش شد چه هیاهویی کردند که آسمون به زمین رسید، تبلیغ شد، قدیس‌سازی شد، چه شد. امروز که مسعود پزشکیان در شب قدر سخنران حرم‌ امام‌ خمینی است و از شبکه چهار پخش میشه، هیاهو، قدیس‌سازی و... نیست؟ فقط سوال می‌پرسم، قرار نیست توهینی بکنم یا حرف‌هایی بزنم که یک‌سری چیزها رو زیر سوال ببرم. والا یکبار دیگه باید عرض کنم که اگر به تمسخر، هجو، زیر سوال بردن یا هر چیزی بود، این شخص بیشترین پتانسیل رو در سیاسیون ایران داشت. @Nucleader
نیوک‌لیدر
دوست و دشمن او را به یک نام می‌شناختند؛ «درع الامین». او سپر سید و فرمانده حفاظت سیدالشهدای مقاومت ب
فرمانده یگان ۴۴۰۰ بود. در واقع مسئولیت پروژه موشکی حزب‌الله و توسعه این پروژه به عهده او بود. بیست و یکمین سحرگاه ماه مبارک رمضان از شهید محمد جعفر قصیر (حاج ماجد)، داماد سیدالشهدای مقاومت یاد می‌کنیم. @Nucleader
مطلب مربوط به سردار اصانلو رو تا اطمینان از صحت خبر پاک میکنم. لطفا اگر فوروارد کردید، حذف کنید. عذرخواهی میکنم
نیوک‌لیدر
مطلب مربوط به سردار اصانلو رو تا اطمینان از صحت خبر پاک میکنم. لطفا اگر فوروارد کردید، حذف کنید. عذ
این کانال دقیقا ده ساله راه‌اندازی شده و من برای نوشتن مطالبش بعضا هفته‌ها کتاب خوندم یا سندهایی رو خوندم که در نوشتن مطالب تا حد ممکن خطای انسانی رو کم کنم. در این مدت ده ساله جز تحلیل که نظر شخصی بوده و میتونه اشتباه یا درست باشه و البته برآمده از اخبار بوده، اطمینان دارم که کمتر از انگشتان دو دست خبری ارسال کردم که موثق نبوده. در تمامی موارد هم بلافاصله خبر رو حرف کردم و اطلاع دادم. این‌بار هم اشتباه کردم و خبری غیر موثق درباره سردار اصانلو نوشتم و با فاصله تقریبا پنج دقیقه‌ای مطلب رو حذف کردم. تو این کانال دنبال افزایش مخاطب نبودم، والا راه و روشش رو بلد بودم‌. سعیم بر دقت و درستی مطالب بوده، با این حال طبق عقاید شخصی لازم میدونم از بابت اشتباه در این مورد عذرخواهی کنم و مجدد بخوام اگر جایی مطلب رو فرستادید، حذف کنید. انچه در باب این شخص هم بوده، ان‌شاءلله پیگیری و طلب حلالیت میکنم. یاعلی @Nucleader
دین من‌درآوردی و نشانه‌گرایی چند روز قبل در برنامه محفل خانمی مهمان برنامه بود و از گذشته خودش تعریف می‌کرد. داستانی که ایشون بیان می‌کرد، حائز اهمیت نیست. حتی شیوه روایت ایشون که کاملا تئاتری و بازی شده بود هم خیلی اهمیتی پیدا نمی‌کنه. نهایتا یک فرم برنامه‌ریزی شده برای جذب مخاطبه. چیزی که اهمیت داشت، دو نکته است که در حرف‌های ایشون بود. اول: این خانم اقرار به گناه می‌کرد. اینکه آرایش غلیظ می‌کرده حرف معمولیش بود. عینا گفت «مشروب می‌خوردم می‌رفتم حرم امام رضا باهاش دعوا می‌کردم که چرا جواب منو نمی‌دی؟» و اینکه با اهل‌بیت بد حرف می‌زدم و کلمات رو بیان می‌کرد . خب چه کسی و بر اساس چه معیار شرعی یک نفر اجازه داره در مورد گناه‌هایی که کرده با جزییات حرف بزنه؟ این مگه خلاف قواعد و دستورات دینی نیست؟ دوم: در طول صحبت‌ها، ایشون بارها عنوان کرد که فلان اتفاق رو یک «نشونه» گرفتم. در صحبتش هم تاکید کرد که من توی زندگیم به نشونه‌ها اهمیت زیادی می‌دم. در روایتی هم که داشت بارها از این به قول خودش نشونه‌ها که مثلا شروع کردم به انجام فلان کار و دیدم اول ماه رجبه و دیدم خدا حواسش به من هست و از این مدل حرف‌ها بیان کرد. موضوع دوم به نظرم از اولی هم مهمتره. چه کسی گفته که مبنای امورات خدا براساس نشونه است؟ اگر ما در چند برنامه، چیزهایی نشون دادیم که مدام از نشانه‌ها حرف زدیم، آیا این باور رو بوجود نمیاریم که مکانیزم خدا از طریق نشونه‌ها می‌گذره؟ اگر کسی بدحجاب بود و نشونه‌ای ندید چه؟ اگر کسی دزد بود و نشونه‌ای دریافت نکرد چه؟ اگر کسی قاتل بود و هر کاری کرد از جانب خدا و کائنات و عدد ابجد و تاریخ شمسی و قمری به یک نشانه نرسید، چه باید بکنه؟ راه توبه بسته است؟ آیا همه کسانی که با اهل بیت بد صحبت می‌کنند و یا مشروب می‌خورند یا آرایش غلیظ دارند قراره یک روز با چنین مکانیسمی متحول بشن؟ بیان این مدل روایت‌ها از تحول درونی چه کارکردی داره؟ نشونه رو اصل فرض کردن و عادی شدن بیان گناه در برنامه‌هایی مثل «از لاک جیغ تا خدا» که شاید به نوعی شروع کننده این مسیر بود تا «محفل»، «زندگی پس از زندگی» و برخی برنامه‌های دیگه به گمانم انعکاس یک نوع زیسته. یک دین من‌درآوردی که همه چیز توش امکان‌پذیره. بهشت و جهنمی آقا‌میری‌گونه داره. در واقع بهشتی داره و جهنمی که وجود نداره. شما با یک اتفاق محجبه می‌شید، با یک اتفاق دوباره مشروب‌خور می‌شید، با یک اتفاق زیارت می‌رید و همه چیز سینوسی و اتفاقی است. شاید بی‌ربط هم باشه،‌ اما به گمانم این مدل جهان‌بینی به دین در شبکه‌های اجتماعی و پدیده‌هایی مثل حجاب بلاگرها نمود پیدا کرد و امروز روی رسانه تاثیر خودش رو گذاشته. بلاگرهای حجاب بدترین آرایش‌ها رو می‌کنند، بدترین استایل‌ها رو انتخاب می‌کنند، بعضا کاملا رفتاری اروتیک و برخلاف عفت دارند، مدام از اینکه «دینی که من قبول دارم چنینه یا چنین نیست» حرف می‌زنند و واقعا یک دین جدید رو تئوریزه می‌کنند. نشانه‌یابی هم به نظرم داره جدیدا مد می‌شه. شما در این برنامه‌ها اساسا نمی‌بینید کسی که از ابتدا حجاب رو با فکر انتخاب کرده و دوست داره جایگاهی داشته باشه. شما باید متحول شده باشید. تقریبا همه چیزی که برنامه‌ای مثل «آفتابگردان» در شبکه دو پخش می‌کنه، همینه. احتمالا مخاطب این برنامه‌ها اگر محجبه بوده، گناهی مثل مشروب خوردن یا آرایش کردن نداشته، یا دزدی قاتلی چیزی نبوده، با خودش فکر می‌کنه که چرا من چنین سرگذشتی نداشتم؟ کاش من هم چنان بودم و حالا چنین می‌شدم. ما هدایت و تحول درونی رو انکار نمی‌کنیم. بسیار کسانی بوده و هستند که زیست دیگری داشتند و متحول شدند. حرف اینجاست که مکانیسم تحول از نشونه دیدن یا به نشونه اعتقاد داشتن و فلان چیز رو خدا سر راهی قرار داد نمی‌گذره. اگر این صورت از دین‌داری به این شیوه و بیانی که مهمان برنامه محفل داشت تبلیغ بشه، احتمالا درست انتخاب کردن و درست زیستن به خودی خود دیگه امری پسندیده نباشه. تحول بسیار خوب و دوست داشتنی است. از ویژگی‌هایی که ما از انقلاب اسلامی بیان می‌کنیم هم این تحول درونی و انفسی است که بر بسیاری رخ داد. آوینی هم یک روزی متحول شد، اما همه آنچه قبل بود رو سوزاند و هیچوقت نگفت من چه بودم؟ چه گناه‌هایی انجام دادم و چه افعال خلاف شرعی مرتکب شدم؟ یک‌جا فقط گفت من سبیل نیچه‌ای می‌گذاشتم و فلان کتاب رو طوری دست می‌گرفتم که همه فکر کنند من این رو خوندم. وقتی این مدل نگاه در چندین و چند برنامه تلویزیونی دیده می‌شه، به نظر باید در موردش تامل کرد. ضمنا این متن در مورد برنامه محفل و نقد به اون نیست. @NucLeader