نیوکلیدر
مطلب مربوط به سردار اصانلو رو تا اطمینان از صحت خبر پاک میکنم. لطفا اگر فوروارد کردید، حذف کنید. عذ
این کانال دقیقا ده ساله راهاندازی شده و من برای نوشتن مطالبش بعضا هفتهها کتاب خوندم یا سندهایی رو خوندم که در نوشتن مطالب تا حد ممکن خطای انسانی رو کم کنم.
در این مدت ده ساله جز تحلیل که نظر شخصی بوده و میتونه اشتباه یا درست باشه و البته برآمده از اخبار بوده، اطمینان دارم که کمتر از انگشتان دو دست خبری ارسال کردم که موثق نبوده. در تمامی موارد هم بلافاصله خبر رو حرف کردم و اطلاع دادم.
اینبار هم اشتباه کردم و خبری غیر موثق درباره سردار اصانلو نوشتم و با فاصله تقریبا پنج دقیقهای مطلب رو حذف کردم.
تو این کانال دنبال افزایش مخاطب نبودم، والا راه و روشش رو بلد بودم. سعیم بر دقت و درستی مطالب بوده، با این حال طبق عقاید شخصی لازم میدونم از بابت اشتباه در این مورد عذرخواهی کنم و مجدد بخوام اگر جایی مطلب رو فرستادید، حذف کنید.
انچه در باب این شخص هم بوده، انشاءلله پیگیری و طلب حلالیت میکنم.
یاعلی
@Nucleader
دین مندرآوردی و نشانهگرایی
چند روز قبل در برنامه محفل خانمی مهمان برنامه بود و از گذشته خودش تعریف میکرد. داستانی که ایشون بیان میکرد، حائز اهمیت نیست. حتی شیوه روایت ایشون که کاملا تئاتری و بازی شده بود هم خیلی اهمیتی پیدا نمیکنه. نهایتا یک فرم برنامهریزی شده برای جذب مخاطبه. چیزی که اهمیت داشت، دو نکته است که در حرفهای ایشون بود.
اول: این خانم اقرار به گناه میکرد. اینکه آرایش غلیظ میکرده حرف معمولیش بود. عینا گفت «مشروب میخوردم میرفتم حرم امام رضا باهاش دعوا میکردم که چرا جواب منو نمیدی؟» و اینکه با اهلبیت بد حرف میزدم و کلمات رو بیان میکرد . خب چه کسی و بر اساس چه معیار شرعی یک نفر اجازه داره در مورد گناههایی که کرده با جزییات حرف بزنه؟ این مگه خلاف قواعد و دستورات دینی نیست؟
دوم: در طول صحبتها، ایشون بارها عنوان کرد که فلان اتفاق رو یک «نشونه» گرفتم. در صحبتش هم تاکید کرد که من توی زندگیم به نشونهها اهمیت زیادی میدم. در روایتی هم که داشت بارها از این به قول خودش نشونهها که مثلا شروع کردم به انجام فلان کار و دیدم اول ماه رجبه و دیدم خدا حواسش به من هست و از این مدل حرفها بیان کرد.
موضوع دوم به نظرم از اولی هم مهمتره. چه کسی گفته که مبنای امورات خدا براساس نشونه است؟ اگر ما در چند برنامه، چیزهایی نشون دادیم که مدام از نشانهها حرف زدیم، آیا این باور رو بوجود نمیاریم که مکانیزم خدا از طریق نشونهها میگذره؟ اگر کسی بدحجاب بود و نشونهای ندید چه؟ اگر کسی دزد بود و نشونهای دریافت نکرد چه؟ اگر کسی قاتل بود و هر کاری کرد از جانب خدا و کائنات و عدد ابجد و تاریخ شمسی و قمری به یک نشانه نرسید، چه باید بکنه؟ راه توبه بسته است؟ آیا همه کسانی که با اهل بیت بد صحبت میکنند و یا مشروب میخورند یا آرایش غلیظ دارند قراره یک روز با چنین مکانیسمی متحول بشن؟ بیان این مدل روایتها از تحول درونی چه کارکردی داره؟
نشونه رو اصل فرض کردن و عادی شدن بیان گناه در برنامههایی مثل «از لاک جیغ تا خدا» که شاید به نوعی شروع کننده این مسیر بود تا «محفل»، «زندگی پس از زندگی» و برخی برنامههای دیگه به گمانم انعکاس یک نوع زیسته. یک دین مندرآوردی که همه چیز توش امکانپذیره. بهشت و جهنمی آقامیریگونه داره. در واقع بهشتی داره و جهنمی که وجود نداره. شما با یک اتفاق محجبه میشید، با یک اتفاق دوباره مشروبخور میشید، با یک اتفاق زیارت میرید و همه چیز سینوسی و اتفاقی است.
شاید بیربط هم باشه، اما به گمانم این مدل جهانبینی به دین در شبکههای اجتماعی و پدیدههایی مثل حجاب بلاگرها نمود پیدا کرد و امروز روی رسانه تاثیر خودش رو گذاشته. بلاگرهای حجاب بدترین آرایشها رو میکنند، بدترین استایلها رو انتخاب میکنند، بعضا کاملا رفتاری اروتیک و برخلاف عفت دارند، مدام از اینکه «دینی که من قبول دارم چنینه یا چنین نیست» حرف میزنند و واقعا یک دین جدید رو تئوریزه میکنند.
نشانهیابی هم به نظرم داره جدیدا مد میشه. شما در این برنامهها اساسا نمیبینید کسی که از ابتدا حجاب رو با فکر انتخاب کرده و دوست داره جایگاهی داشته باشه. شما باید متحول شده باشید. تقریبا همه چیزی که برنامهای مثل «آفتابگردان» در شبکه دو پخش میکنه، همینه. احتمالا مخاطب این برنامهها اگر محجبه بوده، گناهی مثل مشروب خوردن یا آرایش کردن نداشته، یا دزدی قاتلی چیزی نبوده، با خودش فکر میکنه که چرا من چنین سرگذشتی نداشتم؟ کاش من هم چنان بودم و حالا چنین میشدم.
ما هدایت و تحول درونی رو انکار نمیکنیم. بسیار کسانی بوده و هستند که زیست دیگری داشتند و متحول شدند. حرف اینجاست که مکانیسم تحول از نشونه دیدن یا به نشونه اعتقاد داشتن و فلان چیز رو خدا سر راهی قرار داد نمیگذره. اگر این صورت از دینداری به این شیوه و بیانی که مهمان برنامه محفل داشت تبلیغ بشه، احتمالا درست انتخاب کردن و درست زیستن به خودی خود دیگه امری پسندیده نباشه. تحول بسیار خوب و دوست داشتنی است. از ویژگیهایی که ما از انقلاب اسلامی بیان میکنیم هم این تحول درونی و انفسی است که بر بسیاری رخ داد. آوینی هم یک روزی متحول شد، اما همه آنچه قبل بود رو سوزاند و هیچوقت نگفت من چه بودم؟ چه گناههایی انجام دادم و چه افعال خلاف شرعی مرتکب شدم؟ یکجا فقط گفت من سبیل نیچهای میگذاشتم و فلان کتاب رو طوری دست میگرفتم که همه فکر کنند من این رو خوندم.
وقتی این مدل نگاه در چندین و چند برنامه تلویزیونی دیده میشه، به نظر باید در موردش تامل کرد.
ضمنا این متن در مورد برنامه محفل و نقد به اون نیست.
@NucLeader
نیوکلیدر
فرمانده یگان ۴۴۰۰ بود. در واقع مسئولیت پروژه موشکی حزبالله و توسعه این پروژه به عهده او بود. بیست
825.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاج جهاد از جوانی رییس دفتر سید مقاومت بود و تا لحظه شهادت در کنار او ماند. تقریبا تصویری از سید نیست که او یا در کنارش دیده نشود یا پشت تصویر نباشد.
بیست و دومین سحرگاه ماه مبارک رمضان از شهید سمیر توفیق دیب (حاج جهاد) یاد میکنیم.
@Nucleader
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا این ایران که از همه اطراف به او هجوم شده است برای اسلام، این ایران را تو تقویت کن.
خدایا در این سالی که گذشت، جراحتهای زیادی به قلب ما نشست. انسانهایی رو از دست دادیم که شاید هزار سال یکبار دنیا بیایند.
خدایا این جراحتها رو با ظهور حضرت بقیهالله ارواحنا فداه در سال جدید التیام بده.
خدایا طول عمر با عزت و با برکت به رهبری بده و او رو بر دشمنانش خصوصا امریکا و اسراییل و همپیمانان داخلیش پیروز کن.
خدایا ایران ما و مسلمین رو سرافراز کن. به حق علی بن ابیطالب
@Nucleader
نیوکلیدر
حاج جهاد از جوانی رییس دفتر سید مقاومت بود و تا لحظه شهادت در کنار او ماند. تقریبا تصویری از سید نیس
حاج ابوصالح فرمانده شاخه هوایی حزبالله بود و در کنار مجاهدان یمنی عملیاتهای متعددی علیه رژیم آل سعود طرح و برنامهریزی کرد.
سحرگاه بیست و سومین روز ماه مبارک رمضان از شهید محمد حسین سرور یاد میکنیم.
@Nucleader
نیوکلیدر
حاج ابوصالح فرمانده شاخه هوایی حزبالله بود و در کنار مجاهدان یمنی عملیاتهای متعددی علیه رژیم آل سع
جمال جعفر محمدعلی آل ابراهیم، مردی که تاریخ مبارزات عراق و ایران در جنگ علیه تروریسم با نامش گره خورده. سالها پیش در جنگ ایران و عراق در کنار رزمندگان ایران ایستاد.
سالها بعد فرمانده حشد الشعبی شد تا با تکفیریهای اموی بجنگد. «جمال» نه تنها به دلیل تواناییهای نظامیاش، بلکه به دلیل استعداد استراتژیک و نقش کلیدیاش در هماهنگی عملیاتها و تلاشی که برای عمران و آبادانی عراق بعد از داعش کرد، و بواسطه اینکه سالها قبل مهندسی عمران خوانده بود، به «مهندس» معروف شد.
پابهپای حاج قاسم سلیمانی هرجا که خطری بود، هرجا که نیاز بود حضور داشت. سوریه، عراق و حتی سیل خوزستان. آنقدر که مرزهای جغرافیایی بیمعنی شدند. این همراهی در بامداد پنجشنبه ۱۳ دی ۹۸ به رسیدن روح مطهرشان به اعلی علیین ختم شد.
سحرگاه بیست و چهارمین روز ماه مبارک رمضان از شهید ابومهدی المهندس یاد میکنیم.
@Nucleader
امور کشور در دست دولتی است که دلار ۱۰۳ تومنی رو گردن ثابتی و رسایی میاندازه و رییسش رفته روستاشون دید و بازدید اقوام.
حالا فرض کن فشار آوردن، اجازه مذاکره هم گرفتن، بعدا یه گندی مثل مکانیسم ماشه هم بار آوردن و کشور رو بدون سلاح تقدیم دشمن کردن. اونوقت چیزی رو گردن میگیرن؟ نه.
فشار مضاعف روی حزبالله و انصارالله هم که هیچ.
سپردن امورات به اینها اشتباهی بود که نظام دوست داشت باز هم انجام بده.
@Nucleader