در نکوهش تزویر (پیرامون شبکه افق)
مدتی قبل برای برگزاری جلسهای وارد یک «مرکز رسانهای» شدم. یکی از کسانی که آنجا نشسته بود من را با یک برچسب به آنها که اطرافش نشسته بودند معرفی کرد. قصد ندارم به آن دیالوگ اشاره کنم چون ممکن است خودش بخواند و نمیخواهم انقدر مستقیم بگویم که از حرفش به شدت ناراحت شدم. ماجرا چه بود؟ من در فضای مجازی حرفهایم را خیلی صریح و رک میزنم و برایم تفاوتی ندارد که موضوع دولت پزشکیان است یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. این را هم خوب میدانم که علت برخی فاصلهگذاریها یا دعوت نشدنها یا مثلا عدم همکاریها برای همین اخلاق است. من میدانم، آنها هم میدانند، عمدتا هم فکر میکنند من این را متوجه نیستم. او که آن برچسب کذایی را به من زد، از قضا با حرفهای من مخالف نبود. حتی شاید خیلی هم موافق بود. فقط چون در یک «دفتر» یا در یک «خانه» یا در یک «مرکز» یا «موسسه» مشغول به کار بود و از قضا آن دفتر و دستک و خانه و بتخانه متصل به دولت یا صداوسیما یا سپاه است، بهتر میبینند که خواننده باشند تا گوینده. بهتر میبینند که در لایهای از تزویر زندگی کنند و اسمش را زرنگی یا حفظ و حضور در سنگر بگذارند.
موارد دیگری هم پیش آمده که از برخی برادران رسانهای، دفعتا شنیدم که فلانی ما نوشتههای تو را در کانالت میخوانیم یا در گروهی که هستیم فوروارد میشود. دمت گرم. اما نه در این کانال عضوند، نه هیچوقت چنین حرفهایی میزنند و از قضا کلماتی مشابه همان برچسب گاهی از دهانشان درمیرود یا به گوشم میرسد.
یک چیز دیگر هم بگویم تا به اصل قصه برسم. مدتها قبل برای برگزاری کلاس «مبانی اندیشه و آثار آوینی» از سوی یک موسسه رسانهای دیگری دعوت شدم. چند جلسه ادامه دادیم. در اثنای یک جلسه، صحبتها به جایی کشیده شد که من اکراه داشتم،اما با همان اخلاق همیشگی حرفم را زدم. حرف چه بود؟ اینکه اگر فرهنگ را امنیتی کردیم یا دست امنیتیها دادیم، درست نمیشود. از قضا کسی در آنجا بود که هم من میدانستم او امنیتی است هم وقتی وارد شد همه کارمندان همان موسسه سکوت کردند که جلویش حرف نزنند. بعد از آن جلسه من دعوت نشدم و نزدیک به ۷ ماه بیکار بودم و دو پروژه در دست داشتم و صبح روز بعد یکی هم برای قرارداد باید میرفتم که هر سه لغو شد.
حالا همه اینها را گفتم که به اینجا برسم. برخی از دوستان! ما آدمهای مذبذب و اهل تزویرند. هم ریش را میخواهند هم بیریشی، هم ولایت فقیه را میخواهند، هم با ضدش اهل رواداری هستند. هم با شهدا عشق میکنند هم با قاتلش عمو ترامپ. در همین ماجرای اخیر شبکه افق، بیشترین هجمه رسانهای را برخی از همین دوستان حزباللهی پیش گرفتهاند که خدای نکرده از قافله عقب نمانند و همه بدانند اینها خیلی فهمیده و روشنفکرند. «سواد رسانهای» و بازی با رسانه هم غرغره صبح و شب کلامشان است. طوری وانمود میکنند که انگار کارمند گاردین و نیوزویک و cnn اند و ما خروجی کارهایشان و عملکرد رسانههایشان را ندیدیم.
طوری این سالها از صداوسیما گفته میشود که انگار صداوسیمای دوره علیعسگری یادمان نیست. یا مثلا آثار و تولیدات این جماعت را ندیدیم، یا به همینها حمله نمیشد.
اگر موقعی که به دیوارنگاره فلان حمله میشد، دیگر حزباللهیها مثل شما رفتار میکردند امروز باید روی دیوار منزلتان دیوارنگاره نصب میکردید. یا اگر حمایت از فلان ویدیوی هفتگی نبود، امروز... یا شما که کارمند سازمانی هستید که در جشنوارههای فجر بسیاری مورد حمله بودید... یا خیلی چیزهای دیگر که در یاد آدم ثبت شده.
برادران آهستهتر! شما هم یکی هستید در همین سیستم. یکی هستید که سالها گفتهاید باید کار فرهنگی کرد و وقتی ونهای گشت ارشاد خراب شد، در سوراخهایتان خزیدید و هیچ کار فرهنگی نکردید. برخیهاتان در سازمان تبلیغات و حوزه هنری، برخی در سازمان قرب و موسسه اوج. برخی از شما در فرهیختگان و فارسنیوز و مهرو... تا آننیوز و غیره و غیره. در بینتان مشتی رسانهای مفتخور نیست؟ کسانی نیستند که سیمکارت سفید دارند و اوج هنرشان خوشمزهبازی در توییتر و فاکتور کردن آن برای انقلاب اسلامی است؟ شما لطفا «سکوت کنید». هرجا «عمویتان» پول خوب رساند آنجا سنگر انقلاب شد، هرجا خبری نبود را با برچسب «تندروی» و «افراطیگری» تخریب کردید و لگد به جامعه حزباللهی زدید.
@Nucleader
در نکوهش تزویر (پیرامون شبکه افق)- پایانی
از دیروز که ویدیویی از شبکه افق پخش شده، ریشوهای سازمانی دوباره ژست گرفتند. این جماعت خودشان تحت تاثیر «کپشنهای تلگرامی رسانههای اصلاحطلب» بازی میخورند و تحت تاثیر موج پولپاشیهای آشنا قرار میگیرند، بعد ادعا هم میکنند. اگر آن ویدیوی کذایی را زودتر از همه یکی از خودشان با کپشن «پاسخ به دروغپردازیهای ارژنگ امیرفضلی» منتشر میکرد، انقدر سروصدا میشد؟ نه! کی گفت آن هجویه که از قضا خودش نوعی کنش فرهنگی است، درباره «کشته شدگان» است؟ شما که آنقدر روادارید که در برابر بیانیه دولت سکوت میکنید و شهدای کف میدان و قاتلین در یک لیست تجمیع شده به اسم «جانبختگان» را تحمل میکنید، این را هم تحمل میکردید. شما که انقدر روادارید که بازیبازی مذاکره با قاتلین جنگ ۱۲ روزه را تحمل میکنید، هم از توبره تیتر «ترامپ قاتل فرزندان ماست» میخورید هم از آخور «مذاکره با عمو ترامپ برای حفظ ایران»، چرا به بقیه میپرید؟
سال ۹۸ هم این اتفاق تکرار شد. زینب ابوطالبی مجری شبکه افق چیزی گفت که حرف بدی هم نبود. گفت این کشور انقلابی است. مردم انقلاب کردند که در مقابل آمریکا بایستند. اگر نمیتوانید، از این کشور بروید. گفت مردم بروند؟ گفت اینجا جای شما نیست؟ نه. گفت باید مبارزه کرد و مردم این را انتخاب کردهاند. آنجا هم یک رسانه اصلاحطلب چیزی نوشت و بعد حزباللهیهای بیریشه آنقدر او را زدند که از رسانه محو شد. ویدیوی توضیحاتش با دخالت یک ریشوی مزور دیگری به اسم «مرتضی میرباقری» پخش نشد و بعد از او سفره برای خیلیها پهن بود.
درحالی اینها را مینویسم که چند روز پیش در یک گروه برای دوستانم نوشتم این برنامه طنز سخیفی دارد. از قضا منتقد برخی مدیران از جمله مدیر معزول شبکه افق بودهام. و درحالیکه نوشتن همین حرفها هم احتمالا ادامه «کار نکردنها» یا «کمکاریها» را به دنبال داشته باشد. و درحالیکه خود مسببان و تولید کنندگان آن برنامه چیزی ننوشتهاند و احتمالا فکر سنگر و پله بعدی را کردهاند. بنابراین حرفم در دفاع از اینها نیست. برخی ریشوها فهمیدهاند که تذبذب چیز خوبی است. اگر آخرت ندارد، در دنیا «نان خوبی» دارد و مثلا یک برنامهساز طنز در یک سایت خبری را به مدیریتی در یک موسسه میرساند یا یک تازه روزنامهنویس را میتواند به مدیر دیگری تبدیل کند. یا مثلا میشود سودای آینده کرد و نمدی برای آینده بافت. پس زنده باد تزویر و لگدپرانی به حرف درست. زنده باد موجسواری.
@NucLeader
سر اینکه بیشترین واکنشهای تند رو اطرافیان سردار خلبان علیه حزباللهیها دارند چیه؟ من به شما میگم
انتقام از جامعه حزباللهی که به او رأی نداد.
اینجا هم میبینید که روزنامه قدس هم جلاد و شهید روکنار هم میگذاره چه شهید باشند چه جاویدنام؟ برای تروریستها هم برندسازی رسمی کردند. اسمشون شد جاویدنام.
جاویدنام الف سین، در مسجد ابوذر شهید فلانی را کشت. روح هر دو فرزند ایران شاد.
@Nucleader
سازمان تروریستی منافقین با صدور اطلاعیهای رسما حضور نیروهای تشکیلاتی خود در میان جان باختگان حوادث تروریستی اخیر را تایید کرد.
#جاویدنام هان؟
@Nucleader
از پروپاگاندا روی این ماجرای شبکه افق مشخصه که دولت قراره یه گند بزرگ بزنه. یا فروختن ۴۰۰ کیلو اورانیوم در ازای هیچ، یا یک #کار_کارشیناسی دیگر از نوع حذف ارز ترجیحی.
@Nucleader
نیوکلیدر
از پروپاگاندا روی این ماجرای شبکه افق مشخصه که دولت قراره یه گند بزرگ بزنه. یا فروختن ۴۰۰ کیلو اورا
#کار_کارشیناسی افزایش حقوق مشخص شد.
سخنگوی سازمان برنامه و بودجه:
در بخش حقوق کارکنان دولت، ضریب حقوق به صورت یکسان در نظر گرفته شد و برخلاف برخی ادعاها، امکان تغییر ضریب حقوق از ۱۸ تا ۴۳ درصد در عمل وجود نداشت.
حداقل حکم حقوقی امسال به ۱۳ میلیون تومان رسید و با اعمال ۴۰۰۰ امتیاز برنامه هفتم، این رقم به حدود ۱۸ میلیون تومان افزایش مییابد.
@Nucleader
کاسبان مذاکره یا چه کسانی از جنگ میترسند؟
بررسی فهرست رسمی دریافتکنندگان ارز با نرخ ترجیحی، در بازهٔ ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ تا ۱۴۰۴/۰۹/۳۰، نشان میدهد بخش قابلتوجهی از منابع ارزی کشور در اختیار شمار محدودی از بنگاهها قرار گرفته است. بر اساس این فهرست، سه شرکت گروه «مدلل» بهتنهایی حدود ۱/۱۷۳ میلیارد دلار ارز ترجیحی دریافت کردهاند؛ رقمی نزدیک به ۲۴ درصد از کل ارز تخصیصیافته در این دوره.
این سه شرکت عبارتاند از:
۱. کشت و صنعت مدلل ماهیندشت (شماره ثبت ملی: ۱۰۶۶۰۰۵۳۵۹۷، به ریاست آرمان مدلل) با دریافت ۵۷۱/۵۹ میلیون دلار.
۲.آوا تجارت صبا (شماره ثبت ملی: ۱۰۳۲۰۵۱۲۶۹۵، به ریاست مسعود مدلل) با دریافت ۴۴۲/۸۱ میلیون دلار.
۳.کشت نابدانه مدلل (شماره ثبت ملی: ۱۰۱۰۲۱۰۴۴۱۰، به ریاست اشکان مدلل) با دریافت ۱۵۹/۱۸ میلیون دلار.
مجموع دریافتی این سه بنگاه به حدود ۱/۱۷ میلیارد دلار میرسد که ۵۰/۳ میلیون دلار بیشتر از ارز ترجیحی تخصیصیافته در پروندهٔ «چای دبش» است.
برای سنجش ابعاد اقتصادی این موضوع، میتوان سود بالقوهٔ ناشی از اختلاف نرخ ارز ترجیحی، تالار دوم و آزاد را برای این سه شرکت محاسبه کرد. این عدد لزوماً بهمعنای سود نهایی نیست، اما شاخصی مناسب برای درک بهتر منافع مالی این شرکتهاست.
- نرخ ارز ترجیحی در سال ۱۴۰۴ توسط دولت، ۲۸٬۵۰۰ تومان اعلام شد.
- نرخ ارز تالار دوم در تاریخ ۱۴ دی ۱۴۰۴، ۸۴٬۸۳۲ تومان ثبت شده است که با سیاست آزادسازی نرخ ارز، این عدد در ۱۵ دیماه به ۱۲۸٬۶۴۷ تومان رسید.
- مابهالتفاوت نرخ ارز تالار دوم با ارز ترجیحی، ۱۰۰٬۱۴۷ تومان است.
به عبارت دیگر، اگر گروه مدلل در ۱۵ دیماه، «السی»های ارز ترجیحی خود را نقد میکرد، سودی معادل ۱۱۷ همت و ۵۷۲ میلیارد و ۵۷۸ میلیون تومان (۱۱۷/۵۷۲ همت) بهدست میآورد. این رقم معادل عیدی ۱۰ سال و ۸ ماه و ۱۲ روزِ تمام کارمندان دولت است. این محاسبه، منصفانهترین حالت ممکن را نشان میدهد.
اگر اندکی بدبینانهتر به مسئله بنگریم، این گونه شرکتها پس از دریافت ارز ترجیحی، ممکن است آن را وارد چرخهٔ بازار آزاد ارز نمایند. در این حالت، مجموع این سه شرکت با «چرخاندن» دلارِ کالاهای اساسی مردم در بازار ارز (با نرخ دلار در تاریخ ۸ بهمنماه: ۱۵۸٬۹۷۰ تومان)، سودی بالقوه معادل ۱۵۳ همت و ۱۷۱ میلیارد و ۷۸۰ میلیون تومان (۱۵۳/۱۷۲ همت) بهدست خواهند آورد. البته این سود، جدا از سود حاصل از فروش همان کالاهای اساسی به دولت است. با آزادسازی نرخ ارز دولتی و حذف آن، این شرکتها از فروش محصولات اساسی معیشتی نیز سود سرشاری کسب خواهند کرد.
به گفتهٔ آقای سید جواد ساداتی نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی، میزان هزینهٔ دولت جهت «کالابرگ» ۷۷ همت بوده است. سود بالقوهٔ گروه مدلل از این بازار نابسامان، تقریباً معادل دو دوره کامل کالابرگ توزیعشده میان ۸۰ میلیون ایرانی است. همچنین، این گروه میتواند ۱۴ سال عیدی تمام کارمندان دولت را تقبّل کند.
اِنشاالله وزیر محترم صنعت، معدن و تجارت، وزیر محترم جهاد کشاورزی و دیگر مسئولان ذیربط، ترک فعل و اهمالی نکرده باشند و این سه شرکت نیز با مناعت طبع و در چارچوب قانون، با این «سفره» برخورد نمایند.
پ.ن: به نظر شما مذاکره با دشمن زیر چتر تهدید دائم، دلخواه مدلل و مافیای انحصاری شبیه به اوست یا یک نماینده مجلس انقلابی که در هیچ گروه و بنگاه مافیایی نیست؟ کاسب مذاکره و تحریم کداماند؟
@Nucleader
جعفر جان درست میگه. هر جنگی خوب نیست، خصوصا جنگ با کشوری که دخترت اونجا باشه!
۴۰۰ کیلو اورانیوم چیه؟ ما از ابتدای سال بیش از ۲۰۰۰ شهید دادیم که اونها به قربون دختر جعفر و جعفرهای نظام!
@Nucleader