eitaa logo
نیوک‌لیدر
165 دنبال‌کننده
970 عکس
370 ویدیو
2 فایل
يادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، سينما، دين، تاريخ و سياست. 🆔 @abouznab وبلاگ: nucleader.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
💬 بازخوانی خطبه منای امام حسین علیه‌السلام خطاب به مراجع تقلید و فقهای شیعه 👈 این خطبه در سرزمین منا، یک سال پیش از هجرت امام حسین علیه‌السلام از مدینه و مکه به کربلا انجام شده است. حضار: 200 صحابی پیامبر و 500 نفر از تابعین و صدها تن از علمای امت. شما گروهی که به آدم‌های خوب مشهور هستید و عالمان دین خوانده می‌شوید، به خاطر خداست که در نزد مردم هیبت دارید و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب می‌برند. به نام دین از شما حساب می‌برند و احترام می‌گذارند و شما را بر خودشان ترجیح می‌دهند، در حالی که هیچ فضیلتی بر آنها ندارید و هیچ خدمتی به این مردم نکرده‌اید و مردم مجانی برای شما احترام قائل‌اند و شفاعت شما را می‌پذیرند. شما به نام دین است که اعتبار و نفوذ کلمه دارید. در خیابان ها مثل شاهان نام می‌برید و با هیبت و کبکبه رفتار می‌کنید. به راستی چگونه به این احترام و اعتبار اجتماعی رسیده‌اید؟ فقط به این علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قیام کنید، اما شما در اغلب موارد از انجام وظیفه و احقاق حق الهی کوتاهی کرده‌اید و را کوچک شمرده‌اید. حق مستضعفان و طبقات محروم جامعه را تضییع کرده‌اید. شما نسبت به حق ضعفا و محرومین کوتاه آمده‌اید. این حقوق را نادیده گرفته‌اید و سکوت کرده‌اید، اما هر چیز که فکر می‌کردید است، مطالبه کردید. شما هرجا حق ضعفا و مستضعفین بود کوتاه آمدید و گفتید: ان‌شاءالله خدا در آخرت جبران می‌کند، اما هر جا منافع خودتان بود ان را به شدت مطالبه کردید و محکم ایستادید. شما نه مالی در راه خدا بذل کردید و نه جانتان را در راه ارزش‌ها و عدالت به خطر انداختید و نه حاضر شدید با قوم و خویش‌ها و به خاطر خدا و اجرای عدالت و اسلام . با همه این کوتاهی‌ها از خدا بهشت را هم می‌خواهید؟ پس از همه این عافیت طلبی‌ها و دنیا پرستی‌ها منتظرید که در بهشت همسایه پیامبران او باشید؟ در حالی که من می‌ترسم خداوند در همین روزها از شما انتقام بگیرد. خداوند از شما انتقام خواهد گرفت. مقام شما از کرامات خداست. دستاورد خودتان نیست. شما مردان الهی و مجاهدان و عدالت‌خواهان را اکرام و احترام نمی‌کنید و تکلیف شناسان را قدر نمی‌دهید، حال آنکه به نام خدا در میان مردم محترمید. می‌بینید که پیمان‌های خدا در این جامعه نقض می‌شود و و فریاد نمی‌زنید، اما همین که به یکی از بی‌حرمتی شود، داد و بیداد به راه می‌اندازید. میثاق خدا و پیامبر خدا زیر پا گذاشته شده، شما آرامید، سکوت کرده و آن را توجیه میکنید. حال میثاق پیامبر در این جامعه تحقیر شده است؛ لال‌ها، زمین‌گیران، کوران، فقرا وبیچاره‌ها در سرزمین‌های اسلامی‌ بر روی زمین رها شده‌اند و بی‌پناه‌اند و کسی به اینها رحم نمی‌کند. شما به این وظیفه دینی و الهی‌تان عمل نمی‌کنید و کسی مثل من هم که میخواهد عمل کند، کمکش نمی‌کنید. میثاق خدا این است که بیچاره‌ها و زمینگیرها نباید در شهرها گرسنه بمانند و کسی به دادشان نرسد. این میثاق خداست و شما خیانت کرده‌اید. شما مدام به دنبال و ؛ یعنی سازش با حاکمیت هستید تا خودتان امنیت داشته باشید، ولی امنیت و حقوق مردم برایتان مهم نیست. فقط امنیت و منافع خودتان برایتان مهم است. همه اینها محرّمات الهی بود که می‌بایست ترک میکردید و نکردید. ترجمه خطبه: رحیم‌پور ازغدی @NucLeader
گفته بودم بهش که من از خون نمی‌ترسم از چیزی جز فراق عمو جون نمی‌ترسم عمه‌جانم تورو خدا بهم نگو بمون ببین از هر رگش بلنده فواره خون سمت قتلگاه دارن می‌برنش کشون کشون عمه جون میگه بابام خودت رو زود برسون تشنمه بذار برم به دریا برسم...
نیوک‌لیدر
💬 بازخوانی خطبه منای امام حسین علیه‌السلام خطاب به مراجع تقلید و فقهای شیعه 👈 این خطبه در سرزمین منا
💬 بازخوانی خطبه منای امام حسین علیه‌السلام خطاب به مراجع تقلید و فقهای شیعه 👈 این خطبه در سرزمین منا، یک سال پیش از هجرت امام حسین علیه‌السلام از مدینه و مکه به کربلا انجام شده است. حضار: 200 صحابی پیامبر و 500 نفر از تابعین و صدها تن از علمای امت. شما می‌بایست اين ستمگران و فاسدان را نهی از منکر می‌کردید و نکرديد، و مصيبتتان از همه بالاتر است، چون عالم به دين و اصحاب پيامبر بوديد و چشم مردم به شما بود و شما را نماينده‌ی اسلام می‌دانستند. مجرای حکومت و مديريت و رهبری جامعه بايد به دست علمای الهی باشد که امين بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاری کرديد که اين مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند، زيرا شما زير پرچم حق متحد نشديد و پراکنده و متفرق شديد و در سنت الهی اختلاف کرديد؛ با اين که همه چيز روشن بود. زير بار شکنجه و توهين مخالفت کنيد و در راه خدا رنج ببريد، حکومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بی‌عدالتی و ستمگران، تمکين و امور الهی و حکومت را به اينان تسليم کرديد، حال آنکه آنان به شبهات عمل می‌کنند و طبق شهوات خود حکومت می‌کنند و تفکيک کردند. فرار شما از مرگ، اينان را بر جامعه مسلط کردند. شما به زندگی دنيایی چسبيده‌اید و حاضر نيستيد از آن جدا شويد، اما بدانيد که هر کس در راه خدا کشته نشود، عاقبت می‌میرد.آيا گمان ميکنيد اگر شهيد نشويد تا ابد زنده می‌مانید؟ اگر شهيد نشويد، مدتی بعد با ذلت می‌میرید. شما از دنيا دست بر نمی‌دارید، اما دنيا از شما دست برمی‌دارد. پس ای علمای الهی، تا دير نشده جانتان را در خطر بياندازيد و از حيثيتتان در راه دين و ارزشها مايه بگذاريد و فداکاری کنيد. شما اين ضعفا و مستضعفین و فقرا و محرومین را دست بسته تحويل دستگاه ظالم داده‌ايد. گروه‌هایی از مردم برده‌ی اينان شده‌اند و مثل برده‌های مقهور و شکست خورده، زير دست و پای آنان له می‌شوند. عده‌ای نان شبشان را نميتوانند تهيه کنند. در هر شهری عده‌ای را گماشته‌اند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگويند. مردم نميتوانند دستی را که به سمتشان می‌آید تا به آنها زور بگويد، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همه‌ی اين صحنه‌ها را می‌دیدید و کاری نمی‌کردید. اينان عده‌ای ستمگر و صاحبان قدرت‌اند که عليه ضعفا و محرومين بسيار خشن عمل می‌کنند و به روش غير اسلامی حکومت ميکنند و متاسفانه بی‌چون و چرا هم اطاعت می‌شوند، در حالی که نه خدا را می‌شناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب ميکنم از شما که اين زمين زير پای ظالمان صاف و پهن است، عده‌ای باج بگير حکم می‌رانند، و کارگزاران حکومت هم بویی از عاطفه و انسانيت و مهربانی نبرده اند و شما هم باز ساکتيد. خدايا تو ميدانی که قيام ما له‌له زدن برای سلطنت، تنافس در قدرت و گدایی دنيا و شهرت نيست، بلکه تنها تو قيام کرديم. اين علامت‌های راهنمايی و تابلوهای راه را انداخته‌اند و من ميخواهم دوباره اين تابلوها را برپاکنم. قيام برای اين است که مردم گيج و گمراه شده‌اند و بايد آگاه شوند و بايد خونمان را به صورت اين خواب زده‌ها بپاشيم تا بيدار شوند. ترجمه رحیم‌پور ازغدی @NucLeader
از جملات امام حسین علیه‌السلام بعد از شهادت علی‌اصغر علیه‌السلام يا نَفْسُ اِصْبِري فيما أَصابَكِ، اِلهي تَرى ما حَلَّ بِنا في الْعاجِلِ فَاجْعَلْ ذلِكَ ذَخيرَةً لَنا في الاْجِلِ»؛ اى نفس! در برابر اين همه مصيبت شكيبا باش! خدايا! تو مى بينى كه در اين دنياى فانى چه مصائبى براى ما رخ داده، پس آن را براى روز رستاخيزمان ذخيره ساز! @Nucleader
ما ترکناک یا بن الحسین...
به گمانم آن لحظه حسین بن علی (ع)، کلمه کم آورد. مرد خطابه های مکه و منا، مرد رجزهای بلندبالا و سرشار از بلاغت میانه میدان کربلا، مرد دعای عرفه با آن همه توصیفات و تعابیر رسا، در آن لحظه حرفی نداشت که بگوید، کلمه‌ای نداشت در دهان بچرخاند و بر زبان بیاورد. پسر امیرمومنان علی(ع)، پسر همان که در سنگین‌ترین روزهای عمرش، چنان در کوفه و مدینه خطبه می‌خواند که کلاه از سر تاریخ سخنوری افتاده، درست در آن زمان که باید با اهلبیتش سخن می‌گفت، چیزی نداشت تا به زنان و دختران خیمه نشین بگوید. کلماتش تمام شده بود؟ نه، چه اینکه تا آخرین لحظات در قتلگاه نیز کلمه بر زبانش جاری بود، به هدایت قاتلان و به انذار مردمان. پس چه بود که هیچ نگفت؟ هیچ نگفت و از میان این همه چشم پر از سوال و واهمه، از میان آن همه چهره غم‌دیده و ترسیده، از میان زنان و طفلان راه کج کرد و به سوی خیمه‌ای رفت که صاحبی نداشت، آن را واژگون کرد و بی هیچ کلمه‌ای با دیگران سخن گفت. کلمه، معجزه خدا و نعمتی برای قلب آدمیزاد است، کلمه باید در بیان و توصیف یک واقعه یا احساس صادر شود و همین آن را محدود و محکوم به این دنیای بودن می‌کند. حسین(ع) -واسطه توسل پیامبران صاحب اعجاز- در آن لحظه کلمه‌ای در بساط نداشت، حتی آه. او با همه قدرت اعجازش نمی‌توانست با معجزه محالات را محقق کند. مردی که به دنبال برادرش به دل تاریکی نخلستان کنار شریعه رفته بود، آنچه دیده بود را در ظرف کدام کلمه باید می‌ریخت و بر زبان می‌راند؟ کدام کلمات شانه زیر بار آن حادثه سنگین می‌دادند تا واسطه گفتن همه چیز به دخترکان و زنان حرم شوند؟ حسین(ع) کلمه کم آورده بود، چند دقیقه‌ای به تاریکیِ دنیای بی عباس در کنار شریعه قدم نهاده بود و وقتی برمی‌گشت هیچ کلمه‌ای با او نمانده بود. وقتی برمی‌گشت چشم‌هایش را با دست پوشانده بود، می گویند اشک‌هایش را از دشمن و دوست پنهان کرده بود، شاید، اما به گمانم او چشم هایش را بر سیاهی و پستی روزگار پس از قمر بنی هاشم بسته بود. حسین(ع) زمانی به خیمه‌هایش باز می‌گشت که نه روح عباس(ع) در این دنیا مانده بود نه جسمش... . سکوتش بار همه کلمات را به دوش کشید، همه چیز به سنگینی و در سکوت امتداد یافت. مردی که دقایقی بعد خود دنیای فرومایگان و سفلگان ترک می‌کرد، به جای آنکه پاسخ تک تک اهل حرم را بدهد، ستون خانه امید همه آنها را کشید و خیمه عباس را انداخت. بعد از آن، صدای شیون و گریه سکوت را شکست، اما باز هم کلمه‌ای نبود. @badieh تصویر: نقاشی بعدِ عبّاس | حسن روح‌الامین
از وقتی فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها او را همراه خود داشت و می‌شنید «من شهید خواهم شد» تا عصر روز عاشورای سال ۶۱، معلوم بود خدا او را آفریده تا با خونش هدایت امت را دست بگیرد. خواهرش زینب سلام‌الله‌علیها هم از همان کودکی تا وقتی ازدواج کند و شرط بگذارد که من هرجا حسین باشد، آنجا هستم تا وقتی پسرانش را فدای او کرد و بعد که علم به دست گرفت و کاروان اسرا را برداشت، معلوم بود که آمده تا نگذارد عاشورا فراموش شود. او باید عاشورا را به تاریخ می‌سپرد. اما او. از وقتی که به دنیا آمد، از آن دست و بازویش، از شباهتش به پدر، از آن وقتی که با پدر تمرین جنگ می‌کرد تا وقتی که در واپسین ساعات زندگی، دست فرزند بزرگ را در دست فرزند کوچکتر نهاد، عباس بن علی ذخیره‌ای بود برای برادرش. ذخیره‌ای که سال‌ها شمشیرش در غلاف مانده بود که یک روز بیرون کشیده شود. ذخیره‌ای که آموخته پدر بود، جمل و صفین و نهروان را دیده بود، مظلومیت برادرش حسن را دیده بود، دندان بهم فشرده بود تا موقعش برسد. موقعش یعنی روز عاشورا. وعده این بود که صبح روز دهم، شمشیر را بیرون بکشد و رزم حیدری کند. پرچم میانه سپاه را که دست گرفت، خیمه‌اش که جلوی همه خیام بود، همه گواهی می‌داد که روز میعاد رسیده. اما آن روز، آن وعده فرا رسیده، آن شمشیر برون آمده از نیام، جایش را به مشک آب داد. اطاعت کرد. رفت که آب بیاورد. نگفت چرا نباید رزم کنم؟ اطاعت کرد. پاداش این مطیع بودن هم جایگاه رفیع اوست که موجب حسرت بندگان خواهد بود اما آن وعده داده شده آن شمشیر سال‌ها در غلاف آن صبوری برای روزی که‌وقتش برسد خیلی به این فکر می‌کنم که چرا سراسر عمر عباس بن علی او ذخیره روز عاشورا خوانده شد، اما‌ وقتش که رسید همه چیز دگرگون شد. آن وعده معهود با تیری که به مشک خورد، فرو ریخت حیرت ماند و بهت و غم تشنگی کودکان و تنهایی برادر. @Nucleader
پدر خاک کجایی؟ پسرت خاک نشد مادر آب کجایی؟ پسرت آب نخورد
پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل یا مرتضی علی! پسری داشتی، چه شد؟
روضه‌های زیادی هست که شنیده‌ایم و با آن گریسته‌ایم. گاهی یک گوشه‌ای، یک کنایه‌ای، یک حرفی در هزارتوی یک اتفاق می‌رود توی‌ یاخته‌های انسان. قصه کندن خارهای بیابان در شب عاشورا، از آن چیزهاست که کاش هیچ‌وقت به گوشم نخورده بود. حسین جان! امشب که شما نیستید، چه کسی خارهای بیابان را از جلوی راه اهل بیتت برمی‌دارد؟
523.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نظر شما یکی از مراجع تقلید نسبت به این صحبت‌ها واکنش نشان می‌دهد؟ به نظرتان اگر محمود احمدی‌نژاد همین الان این حرف را بزند، واکنش مراجع و علمای قم چه خواهد بود؟ @Nucleader
نیوک‌لیدر
به نظر شما یکی از مراجع تقلید نسبت به این صحبت‌ها واکنش نشان می‌دهد؟ به نظرتان اگر محمود احمدی‌نژاد
ما در کشور اکثریت و اقلیت نداریم. یعنی در جمهوری اسلامی، آقایان دیگر شیعه را هم به رسمیت نمی‌شناسند. ممنون شورای نگهبانیم❤️