تو بردی، میخواستی که باهات حرف نزنم و بهت پیام ندم، به دستش آوردی.تو ازم میخواستی که تنهات بزارم، به دستش آوردی، میخواستی که ازت فاصله بگیرم، همونی شد که میخواستی. تو بردی عزیزم، تبریک میگم. امیدوارم نبودنم اون آرامشیو که وقتی بودم، نداشتی رو بهت بده.
± گفت: برام از امید بگو، از انگیزه! یه چیزی بگو تا به زندگی امیدوار بشم.
سکوت کردم…
گفت: پس چرا ساکتی؟
𝗻𝘂𝗹𝗹
± گفت: برام از امید بگو، از انگیزه! یه چیزی بگو تا به زندگی امیدوار بشم. سکوت کردم… گفت: پس چرا سا
گفتم: اگه معجزهی صبح، نور، روشنی، خورشید و عشق نتونسته به زندگی امیدوارت کنه؛ من چیکار میتونم کنم؟