𝗻𝘂𝗹𝗹
- رهایش کردم . .
بی آن ك برا آخرین بار در چشمانش غرق شوم .
انگار از جنگ برگشتهام . .
تمام روح و تنم خستست .
من برای داشتنش به اندازه کافی زخم برداشته بودم . .
اما نشد .
𝗻𝘂𝗹𝗹
اگهالانکنارمبودیبهتمیگفتمکه . . .! ادامش با شما؛ برام بفرستید:)🥲♥️ نوشتههارو، با "اسم" خودتون
اگهالانکنارمبودیبهتمیگفتمکه . . .!
چقدر برام مهم بودی 🌖✨
فرستنده: 𝒁𝒂𝒉𝒓𝒂
𝗻𝘂𝗹𝗹
اگهالانکنارمبودیبهتمیگفتمکه . . .! ادامش با شما؛ برام بفرستید:)🥲♥️ نوشتههارو، با "اسم" خودتون
اگهالانکنارمبودیبهتمیگفتمکه . . .!
حتی اگه بخوای هلم بدی نمیذارم بهم دست بزنی
فرستنده: جُنون