https://eitaa.com/Nummer_ett/20138
این بعد حرفای کوین و اسپایک خیلی حس شومی داشت...
#کرم_کتاب
~~~
🤣💔
ربطی به اون ندا_
کوین مشتش را یک بار باز و بسته کرد، آب دهانش را قورت داد و سیب گلویش را بالا و پایین کرد:《نه. اول خودم باید باهاش حرف بزنم.》
کوین هنوز خودشو مدیون داگلاس میبینه. کوین همیه بچه تنها بودهکه داگلاس نجاتش دااده. درسته؟
#کرم_کتاب
~~~
مدیونش نه
هنوز به طرز احمقانهای حس میکنه میتونه نجاتش بده
هنوز داگلاسو دوست داره
همهشون دارن
از راج گرفته تا اسپایک
بعد همه بلاهایی که سرشون آورده باز هم دوسش دارن چون پدرشون بوده... داگلاس یه مدتی همه چیز همهشون بود.