eitaa logo
رختکن
9 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
«به داگلاس واقعی گفت، به ارنی گفت، به امانوئل، به استیو، سارا، کلاغ، راج، کوین، اسپایک، پیتر و هر پسر دیگری که باید آن عذرخواهی را می‌شنید.» 😭😭😭😭 ~~~
«و فراموش نکنید هم پدر، پسر خیابان بود و هم پسر.» و به قول ویدار:« نمیشد به ستارگان چشم دوخت و او را ندید...»🥀 ~~~ 😭😭😭😭💔
https://eitaa.com/Nummer_ett/20798 هیچوقت فکر نمی‌کردم دو نفر سر من دعوا کنن😍 ناراحت نباشین من متعلق به‌همه ام😂🤣🤣 ~~~ 🤣🤣🤣💔 ایگی: چچ🤣
https://eitaa.com/Nummer_ett/22062 اون ترک باباشو یه مدت نبینه دیگه لج نداره. حله. فقط کاش یه دانشگاهم بره😂 حالا امیدوارم فعلا زنده برگرده😔 ~~~ 🤣🤣🤣 ایشالا
فردی گویی فنر فشرده‌ای باشد که باز شده، از جا پرید و از لباس پیتر گرفت، فریاد زد:《دیوونه شدی؟ اینجوری می‌سوزی!》 ولی خیلی جالبه که درد و مشکلات این پسرا رو انقدر سریع خانواده کرد. ~~~ درد زبون مشترک همه آدماست درد همه رو بهم نزدیک می‌کنه
پیتر برای فرار تقلا کرد:《باید نجاتش بدم، کوین اون توعه، ولم...کن》 حس می‌کنم اون دعوای آخر پیتر که گفت کاش زودتر بمیری تا آخر عمر از ذهن پیتر بیرون نره و عذابوجدان رهاش نکنه.😭 ~~~ دقیقا😭😭😭😭
«لوگان به دل آتش دوید، هیچ نشنید و اصلا توقف نکرد چون می‌دانست یک مکث کافیست تا او را پشیمان کند. اجازه داد انگشت فردی لباسش را لمس کند اما نتواند او را بگیرد، اجازه داد فریاد فردی را بشنود اما از گوش دیگرش را بیرون کند.» لوگان واقعا یه قهرمانه. ~~~ قهرمان کوچولوی من:)
داگلاس به سختی چشمانش را باز کرد و لب‌های خشکش را بر هم زد:《اونو... ببر...》 و ذات واقعی داگلاس در کنار ذات لوگان خودشو نشون داد. هرچند به قیمت جون کوین بود... ~~~
https://eitaa.com/Nummer_ett/22092 حتی بعد این معجزه من هنوز که هنوز مرگ رو حس می‌کنم که داره برفراز داستان پرواز می‌کنه و نزدیک و نزدیک‌تر میشه و دنبال طعمه می‌گرده. ~~~ متاسفم که درست حس می‌کنی
شاید فکر کنین از دست من خلاص شدین ولی نه‌خیر. فقط غیب شدم تا بعدا که ناشناسا یکم خلوت بشن. ~~~ 😭😭مرسیی