eitaa logo
رختکن
9 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
«مرگ هیچگاه به یک نفر راضی نمی‌شود. درد هیچگاه به کم قانع نیست.» مرگ وقتی بیاد دیگه نمی‌ره. من اینو واقعا تو واقعیت تجربه کردم و دیدم. ~~ منم همینطور منم همینطور
«مگر شما رحم ندارید؟ او یک کودک است.» ویدار فدات شم آخه چه‌کار چاد داری. بزن اون ویلسون لعنتی رو بکش. به هرحال امیدوارم کودک منظور بچگی یکی از این بنده خداها و بدبختیاشون باشه نه مرگ چاد. ~~~ متاسفم...
«گویی قلبی که سوراخ شد، زیبایی‌ای که سوخت و پایی که شکست کافی نیست.» این کوینه؟ لعنتی تازه داشتم فراموشش می‌کردم. پ.ن: لعنتی رو باذکسی نیستم. منظورم کلیه. ~~~ کوین، لوگان و پیتر 😭😭😭 می‌فهمم اوکیهه
«الایجا با خون‌سردی جدیدی که پس از فهمیدن حقیقت درباره پدر و مادرش، به دست آورده بود، عینکش را تمیز کرد و بر چشم زد.» نمی‌دونم چرا ولی الایجا کلا انگار یه آدم دیگه شده. یه جورایی خیلی شبیه کوین شده. ~~~ شاید چون بالاخره فهمید باید چه کسایی رو دوست داشته باشه بالاخره از زیر سایه ترس از باباش بیرون اومد بالاخره یاد گرفت خودشو دوست داشته باشه (:
https://eitaa.com/Nummer_ett/22380 《تو اتاقت یه یچه بود!》 کوین باز خوبه مادر بچه نبود. خود بچه بود.😂 ~~~ 🤣🤣🤣🤣
کوین اخم کرد:《چقدر زشته. شبیه میمونه》 گوگولی.😭 ~~~ نازززز🤏
《چون هنوز نوزاده. اینجا رو ببین، یه نامه》 آخی اسپایک اومد. ~~~ 😭😭😭🤏
https://eitaa.com/Nummer_ett/22380 به راج خیره شد و پاسخ داد:《آره... برادر جدیدته.》 راج می‌دونست بچه کیه؟ ~~~ وقتی اسمشو دید فهمید
«چشمانش به جای دهان بسته‌اش جیغ می‌کشید.» لعنت بهشون. ~~~ لعنت
کوین بچه را بو کرد:《منم حموم می‌خوام》 گوگولی مگولی مرحوم😔😭 ~~~ خیلی ناز بودد
داگلاس دست از نوشتن در دفترش برداشت:《تازه رفتی.》 نمی‌دونم چرا ولی دلم برای داگلاس اون موقع که حتی نمی‌شناختمش تنگ شد. ~~~ منم همینطور😭😭😭
اسپایک یقه الایجا را گرفت:《از اینجا برو، من پشت سرتم》 این جمله بوی بدبختی میده. ~~~