«کوین احساس میکرد نمیتواند درست نفس بکشد، همهی این ها زیادی بود. برگشتن اسپایک، دزدیده شدن چاد، و حالا هم خانواده اسپایک.»
میگم ویدار بعدا قراره چیزی راجعبه خانواده کوین هم بفهمیم؟ نمیدونم چرا ولی حس میکنم کوین هم خیلی بدبخته.فرض کن اول زیر دست داگلاس بوده بعد فرار کرده و چیزاشو دزدیده. بعدم مسئلیت یه بچه مثل پیتر افتاده گردنش و بعدم چاد. ولی جلوی اونا نشکسته و حتی کارم کرده. به نظرم کوین خیلی کارکتر قوی هست. ولی بیش از حد داره احساس مسئولیت میکنه و خودشو نابود میکنه.
#کرم_کتاب
~~~
اوهوم پارت بعد یه چیز کوچولو داریم
خوب شناختیش:)
کوین با نگاهی که به اندازه نگاه اطلس، زیر فشار آسمان خسته بود، به الایجا نگاه کرد:《اون انتظار داره همینکارو کنیم.》
نمیدونم چطور بگم ولی این پارت واقعا دارم درد کوین رو حس میکنم. این پارت برام رنگ خاکستریه. رنگ آتیشی که دیگه از بین رفته. رنگ دریای طوفانی که از طوفان خسته است.
#کرم_کتاب
~~~
میفهمم
منم همینطور
هعب
https://eitaa.com/Nummer_ett/22087
تا اینجا که خوب بود بقیش و بعد پسران خیابان بنویس تا نظرمون و بگیم
مینویسیش؟
~~
گیگیلییی
چشم
آره
رختکن
داشتم پرتاب میشدم🤣🤣🤣 (هیچ ی نداره که دارم تو همچین جایی اینا رو میگم و نشونتون میدم_ حتی نمیدونه ای
جون تو انظار نداشتم داداشت از همچین استیکرای متمدنانه ای استفاده کنه