eitaa logo
رختکن
9 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
فردی از روی کاناپه دود سیگارش را بیرون داد:《من می‌تونم باهاش برم. اتفاقا سیگار تموم کردم.》 من که میدونم تو از مسئولیت پذیریت اینو میگی و جدا سیگار بهونه اصلیت نیست.😍🧿📿💍🤣🤣 ~~~ 🤣🤣🤣🤣
کوین به گونه‌ای که حرفش پایانی بر بحث باشد گفت:《نه جلوی داگلاس. با فرد برو.》 فرد نه عزیزم بگو فردی دهنت عادت کنه.🤣 ولی آخه کدوم آدم عاقلی فردی و پیتر رو باهم می‌فرسته بیرون؟ اونم تازه پیش داگلاس؟🤣 ~~~ پیش داگلاس که نمی ‌فرسته ولی چاره‌ای نداره_
«کوین احساس می‌کرد نمی‌تواند درست نفس بکشد، همه‌ی این ها زیادی بود. برگشتن اسپایک، دزدیده شدن چاد، و حالا هم خانواده اسپایک.» می‌گم ویدار بعدا قراره چیزی راجع‌به خانواده کوین هم بفهمیم؟ نمی‌دونم چرا ولی حس می‌کنم کوین هم خیلی بدبخته.فرض کن اول زیر دست داگلاس بوده بعد فرار کرده و چیزاشو دزدیده. بعدم مسئلیت یه بچه مثل پیتر افتاده گردنش و بعدم چاد. ولی جلوی اونا نشکسته و حتی کارم کرده. به نظرم کوین خیلی کارکتر قوی هست. ولی بیش از حد داره احساس مسئولیت میکنه و خودشو نابود میکنه. ~~~ اوهوم پارت بعد یه چیز کوچولو داریم خوب شناختیش:)
الایجا پتوی کوچکی برداشت و روی لوگان، که روی کاناپه خوابش برده بود کشید:《خودشو به کشتن میده.》 به نظرم الایجا چند جلسه بره پیش کوین خیلی خانم‌تر میشه.😂 ~~~ 🤣🤣 الایجا مخصوصا بعد تکامل شخصیتیش یکم محکم‌تر و سرد تر از کوینه_
《نمی‌تونی تو خونه نگهش داری.》 بچم اسپایک آدمه. چرا دارن انگار راجع‌به یه بچه کانگورو که تو خیابون پیدا کردن حرف می‌زنن؟😂 ~~~ جررر🤣🤣 به خاطر چیزایی که از خانواده‌ش فهمیده و انتقام و اینا میگن
کوین با نگاهی که به اندازه نگاه اطلس، زیر فشار آسمان خسته بود، به الایجا نگاه کرد:《اون انتظار داره همینکارو کنیم.》 نمی‌دونم چطور بگم ولی این پارت واقعا دارم درد کوین رو حس می‌کنم. این پارت برام رنگ خاکستریه. رنگ آتیشی که دیگه از بین رفته. رنگ دریای طوفانی که از طوفان خسته است. ~~~ می‌فهمم منم همینطور هعب
https://eitaa.com/Nummer_ett/22087 تا اینجا که خوب بود بقیش و بعد پسران خیابان بنویس تا نظرمون و بگیم مینویسیش؟ ~~ گیگیلییی چشم آره
«تو منو ساعت دو شب کشیدی بیرون، تو این سگ سرما، چون تا حالا به دوست دخترت نگفتی دوسش داری و الان می‌خوای بهش بگی؟ فکر نمی‌کنی ممکنه خواب باشه؟» پیتر از من به تو نصیحت که توی مسائل عشق و عاشقی از فردی نصیحت نگیر که به فنات می‌ده😂 ~~ 🤣🤣🤣💔
《دوست دخترم نیست. می‌خوام ازش خدافظی کنم چون ممکنه دیگه از پیش داگلاس بر نگردم و نه اون نمی‌خوابه چون هر شب منتظره من برم.》 مرسی که یه موضوع جدید برای افسردگی بهم دادی😐😂 ~~ 👉👈
فردی ابروهایش را بالا داد و خندید:《شبا میری پیشش؟》 من گفتم با فردی راجع‌به این مسائل حرف نزن. گوش ندادی😂 ~~~ 🤣🤣😭😭