وگرنه الان دیلیت اکانت میکردم اینجارو میزاشتم یادگاری
ایتا روانم رو داغون کرده واقعا
بعد یه اکانت میزدم جوری که کسی نداشته باشتش و یه چنل دیگه میزدم و نمیذاشتم کسی بیاد پی ویم
دوست داشتم با ارتایی که میزنم بقیه رو تحت تاثیر قرار بدم
الان دیگه خسته شدم واسه خودم یه چیزی میکشم بره میزارم اینجا
نمیدونم چرا وقتی توی داستان شخصیتا خیلی حرف میزنن خسته میشم
بیشتر وقتی نویسنده شروع میکنه فضا رو توضیح بده دوست دارم