داستان تلخ زندگی مان این است که ، روزمان بدون مهدی ِفاطمه شب میشود ! .
معلومه که قلبم شکست و ناراحت شدم ، چون اگه من بودم هیچوقت اینکارو باهات نمیکردم .
اگه فهمیدی ناراحتم و گذاشتی ناراحتم بمونم ،
دیگه فرقی با بقیه آدما نداری برام .
ادمیم که ببینم طرف مقابلم حالش بده ، مهم نیست هزارتا کار ریخته سرم ، درس دارم یا صد تا کوفت ُزهرمار دیگه ..
مهم اینکه تا اخرین لحظه باهات باشم و حتی شده یه درجه حالت ُببرم به سمت خوب ! .
اما هیچکس مثل ِمن ، برای ِمن نشد :)) .
من برای اطرافیانم کسی بودم که خودم دلم میخواست یکی شبیهشو داشته باشم ..
ولی هیچوقت نداشتم .