باگ آدمیزاد بنظرم همین گریهاس .
داری توضیح میدی ناراحت نیستی ُکاملا ریلکسی ..
یهو اشکات میاد پایین و همه چی خراب میشه ! .
ولی یه روز متوجه میشید دوست داشتن آدم ها
فقط به این بستگی داره که تا چه اندازه از ناراحت شدنتون ، ناراحت میشن ..
و تا چه اندازه واسه اینکه ازشون دلخور نباشید ،
تلاش میکنن .
ترسیدن از آینده ، وحشتناک ترین
فوبیایی که برای یه ادم میتونه اتفاق بیوفته .
مدام نگرانی وضعیت ِقراره بدتر از این ك هست ، بشه ..
و تو کاری از دستت بر نمیاد فقط داغونتر میشی .
دیگه خسته شدم ..
هر روز ب این امیدی که فردا حالم بهتر میشه ، همه چی درست میشه ، روزمو شروع میکنم .
اما آخر ِشب دوباره تنهایی و حال ِبد هوجوم میارن سمتم ..