حقیقتا آدما دارن از چشمم میوفتن ،
فرقیم ندارن کین و چین ..
خودشون ، خودشون از چشمم میندازن
درست مثل ِاشک ِهرشبم !
آدمی از دوازده شب به بعد ترسناکه ،
رنجدیده ، غمدیده ، درمونده ، دردمند و دلتنگه ..
میشینی یه گوشه به آدمایی که از زندگیت
رفتن نگاه میکنی ُ شوکه میشی که چطوری بعد از اونا دووم آوردی ..
و دیگه حوصله اون حال ُدرد ِتکراریو نداری .
آدما هیچ وقت بخاطر کاری که باهات کردن معذرت خواهی نمیکنن .
بجاش تورو بخاطر واکنشت سرزنش و قضاوت میکنن !
هدایت شده از تشویش ذهنے....
یهشبایی تو زندگیِ آدمیزاد هست که بعد از ساعتها فکر و خیال، به خودش میاد و میبینه روحش، از اعماق وجود داره گریه میکنه،
ولی از چشماش هیچ اشکی نمیاد...
#تاریکیبهکام
دلتنگی وقتی زیاد بشه ، کم کم رنگ نفرت میگیره ..
اینکه چیزی رو بارها و بارها بخوای ولی هر بار نبودنش تو رو خورد کنه .