کرمان|بازار وکیل|کافه چیلوک/•
به وقت چهاردهم اسفند جانم...
با ماه...
*درهم آمیختگی زمستان و بهار|رستاخیز
تو دل بازار وکیل بودیم، گفت: زین این حال و هوای پایین شهر و مردمش رو ترجیح میدم به صد تا پاساژِ هزار و یک شب و بلوار جمهوری!
منم با قدرت تایید کردم. یک نگاهی به بازار و مردم و لباسشون و چهرشون انداختم و گفتم:
نگاه ماهی این حجم از اینکه انسان ها خود واقعیشون هستند و تظاهر نمیکنند به چیزی یعنی زندگی.
تو حتی اون بالا شهر هم ناراحت باشی باید یک ماسک خنده بزاری روی سرت تا کسی شِماتت نکنه. یا اگر زشت باشی باید کلی سرخآب سفیدآب بمالی به پوستت تا کسی نبینه چهره واقعیت رو.
نگاه کن اینجا حتی تُنبانشونم روی پیراهنشون رو صاف و صوف نکردن. درسته شاید بی سلیقه ای هست ولی دیگه تظاهر نمیکنی.
همه آدما یک نقص و یک خلا شخصیتی دارند، این بده که به جای اینکه از اساس درستش کنند تظاهر به خوب و لاکچری بودن میکنند.
خودت باش.
ولی در کنارش برای خوب بودن تلاش کن.
#زنوبا
#زد_حسنی