eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
229 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
•قدم سوم• همان بستر روایت کتاب حوض خون... بیمارستانی در دل اندیمشک و مقصدی عجیب. هنوز بوی خون و باروت را حس می‌کنی. صدای هلیکوپتری که با آن مجروحین را می‌آوردند و صدای دکترا و کارکنان آن مجموعه... هنوز کسی داد میزد: مجروحان جدید عملیات را اوردن. ولوله ها در ساختمان می‌پیچید.. صدای آب حوض، که لباس های خونی را در آن می‌شستند و تکه تکه گوشتی که با لباس یکی شده بود را از آن جدا می‌کردند. آب شیون می‌کرد... آب داشت تقاص کدام گناه را می‌داد؟؟ آب تو باید خود جویی می‌شدی و به خیمه‌گاه میرفتی. آب حالا که گذرت به اینجای تاریخ رسید چه!؟خنکایی بر لبان علمداران کمیل بودی؟ آب تو را باید با خون قاطی کنند که طهارت لکه دار شود و خنکایت با گرمای خون خنثی شود. آب تو باید خود جویی می‌شدی و به خیمه‌گاه میرفتی.
•آذوقه/حوض خون•
•آذوقه• رگه های این ترک خبر از بغض هزاره ما دارد؟
•آذوقه• 🌿🌙
•گام چهارم• فکه. قتلگاه آوینی و صد و بیست شهیدی که در گودی آنجا جان سپردن. با لبان تشنه و زخمی و آفتاب شدید. پاهایت را خاک میخورد و در خود میکشید و تو باید با توانی دو چندان پایت را بیرون می‌کشیدی. خوبی شن فکه به این است که یک جا نمی‌ماند. اگر به چادرت وصله ببندد، یاد نصف شب و مادری کردن فاطمه زهرا می‌افتند و توان همراهی از دست می‌دهند و از چادرت می‌کنند و به آغوش رفیقان خاکی خود می‌روند. آفتاب سوزانِ این وادی را تحمل می‌کنند و لب نمی‌چینند و گله از آسمان و زمینی بودنشان نمی‌کنند. بی خود نیست که در کیهان و کهکشان ها فخر می‌فروشند به خاک بودن خود. و سینه ستبر می‌گویند: اَلا ای از اسفلین تا مُلک بَرین ما را بهترین بندگان خدا در برگرفتند و خون آنها شد معراج ما تا به خدا.
•آذوقه• فکه... قتلگاه...
•آذوقه• به یاد هانای عزیزم... که من رو با شهید آوینی آشنا ‌کرد...