eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
حُریه...
کتاب. کلاس جبرانی. اتوبوس. آدما. آدما. آدما
استاد برامون بستنی خرید 🍦👓📚
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لا خیر في الحيات من دونِ هواكَ... و العينُ فداكَ... يا شاغل روحي... هل لی ان اراک.... سلام یا مهدی یا وعدنا الصادق /یا صادق الوعد سلام یا مهدی فی خط روح الله🪐 والله انا علی العهد سلام یا مهدی •🦋🤍•
اگر توانستید غم و ناراحتی را با تلاش و حرکت در کنار هم جمع کنید و بقیه برنامه را به بهترین نحو ممکن انجام دهید .. شما به مرور شرایط ‌مختلف می‌توانید بهترین تصمیم ها‌ را بگیرید.. ‌
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
اگر توانستید غم و ناراحتی را با تلاش و حرکت در کنار هم جمع کنید و بقیه برنامه را به بهترین نحو ممکن
بهتون گفته بودم، حتی اگر تو راهِ خاکی که سنگ ریزه هاش حکمِ شیشه بران رو داره، به صورت خوردید زمین، سر پا شید و حرکت کنید. حتی اگر از کاسه زانوتون خون جاری شده و کفِ دستتون زخم شده... حتی اگر ‌سینه خیز... اصل، حرکت و تلاش شماست. خدا خودش برای رنج و دردتون دوا درمون میاره. شما رو تیمار می‌کنه. پس نترسید. به سمت کمال و حقیقتتون حرکت کنید.
پدر، انسان در معبر تاریخ، می‌آید، می‌رسد ، می گذرد. از حرکت ماندگان و پیوسته نشستگان، خستگانند، و خستگان مرشدان خوبی نیستند. مردی در تبعید ابدی/ نادر ابراهیمی 📚👓
اسمان خراش‌های محله مون و کرمانِ خاک آلود(باد که میاد اینطوری میشه) و آدم های بی تفاوت و بدونِ تکلمی حرف یا حتی نگاه، آدم های گم شده و تهی. آدم های خالی از معنا به دنبالِ طی کردن روتینِ زنده ماندن.... با دیدن این ها، ذکرم این بود: من متعلق به اینجا نیستم!
من متعلق به کجا هستم!؟
امروز داشتم با خودم تاریخ رو مرور می‌کردم. حوادث، آدم ها، واژه ها، رعیت و سلاطین، قبیله و شیخ. آخر سر رسیدم به پیامبر رحمت (ص). در اوجِ جهل و نادانی مردمانش مبعوث شد. قبل از بعثت با جوون های دلیر و پاکدامنِ زمانه اش، پیمانِ حلف الفصول را بست. با برادرانش احیاگر انسانیت و مفاهیمِ گم گشته شد. با هم مظلومان از دستِ ظالمان نجات می‌دادند، گره های مالی باز میکردند، هم درد و پناهِ بی پناهان میشدند. گاهی به خودم می‌گم، کجاست این دلدادگی و دلجویی؟ کجاست مفهوم برادر، همسایه، محله، حیا، حرمت، غیرت!! اصلا ما از کدوم سیاره اومدیم؟ از کهکشان و منظومه ای که خودمون بودیم محور و عالمیان بر گِرد ما بود؟