سلام و نور...
چه نظر تند و برّانی...😅
متوجه ام کامل چی میگی...
و پایانیت که گفتی هر عقیده ای گفتنش درست نیست... گفتن عقاید رو نمیدونم اما بابت اینه که درست نیست چون درک نمیشی...
شایدم هم دغدغه فرد مقابلت و سطح نیاز ها هم خیلی تو این روند تاثیر داشته باشه...
به هر حال من چوبش رو خوردم...به خاطر همین اکثر وقت ها سکوت رو انتخاب کردم...
نمیدونم درسته یا نه...
به هر حال...
من دقیقا دنبال اینم که مخاطبم رو بشناسم و بر اساس اون حرف بزنم...
و به قولت هر حرفی رو نزنم...
ممنون بابت نظرت
سلام و ادب
چشم صحبت میکنم...
به زودی...
ممنون که گفتی و اینکه قبلا هم دربارش حرف زدم اگر دست داشتی با هشتگ #رویا از اول بخون🥰✨
هدایت شده از دختران خردمند🌱
🌾 حضرت صاحب الزمانعج فرمودند :
در بيابانهای تاريک و ظلمانی،
و صحراهای خشک و بی آب و علف،
كه دست تطاول زمان بدان نمیرسد ...
برای شما دعا میکنم. 🍃 🌄
#خورشید_پشت_ابر
#امام_زمانم
#جمعه
🆔@d_kheradmand
زمان:
حجم:
10.5M
این آهنگ رو که داشتم ترجمه میکردم و کامنت های یوتیوپش رو میخوندم، حس کردم از زبان همسر مجاهدِ فلسطینیه که مجبوره دوری و مجهول بودن هویت همسرش رو به خاطر مبارزه و آزادی تحمل کنه...:)🪐🦋🌙
#آهنگ_عربی
#عربیجات
قمرٌ غفا و الشوق فينا الانيام
و دموعنا في الليل تسمه السلام
ماهِ پنهان شده از نظر ها و شوقی که در ما خُفت
و اشک های ما در شب، که آن را آرامشِ مینامیم
و الحزن غلف في كل قلب عاشق
و العاشق المحرم حتما لايلام
حزن، دلِ هر عاشقی را فرا گرفت
(در همان حال)که معشوقِ محروم(از نظر ها) بی اندوه است
هنا ألف ذكرى
و درون عشقٍ لم تزل ترجو لقاك
اینجا هزاران خاطره از آنِ توست
و بدون عشق، هنوز هم به دیدار امیدواری
هنا ألف عبرة
ترجوات تأتي أيها المطر الملاك
اینجا هزاران تحذیر و انذار است
(من را ملامت و سرزنش میکنند)
ای سروشِ باران ها خواهشا بیا
و علي الثري... دموع جري...
و من الذي ياقاسم يحنو سواك
و بر خاک نمناک، اشک هایمان جاری ست
و چه کسی سوگند می خورد که با تو همدردی کند!؟(هیچ کس تو را درک نخواهد کرد:))
فقلوبنا... و دروبنا
ذبلت فعُدْ وازرع حياه في خطاك
قلب های ما... و راه های ما
پژمرده، برگرد و زندگی را در خطای خود بکار
(جبران کن)
عميتْ عيون العاشقين من الفراق
و القلب ذاب علي روابي الاشتياق
چه چشم ها که بر فراقت گریستند
و چه قلب ها که از حسرت ندیدنت آب شدند
و هناك أمك با سراج فعدلها
فتحت لك الاحضان فاض للعناق
و مادرت با روشنایی هم پیمان بود، پس تو را التیام بخشید
پس آغوشش باز شد تا تو را در بر گیرد
فؤادٌ تمنى...
و أبوك يحيا في فلان الذكرات
و دل آرزویت را دارد
و پدرت در وادی خاطره هایت زندگی میکند.
أتغيب عنا؟
العمر بعدك يا حبيب القلب القلب مات
مگر میشود دلتنگ ما نشده باشی؟:)💔
ای عزیز دلم زندگی بعد از تو مرده و بی جانه
و بك ارتوى... ظمأً الهوى
و ابتل من فيض المحبة و الحنان
و با تو عطش عشق سیراب شد.
و (این عطش)زنده شد با سرریزی از عشق و محبت
يا قائداً
و مجاهداً
نِل ما إردت فكم تليق بك الحبان
رهبر
و مجاهد
آنچه را که عشق بر آن حاکم است به دست آورید،
و چه بسیار جنگیدن در راه عشق، به شما میآید.
ترجمه: زنوبا
#زد_حسنی
#آهنگ_عربی
#عربیجات