eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
230 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
تا حالا از این زاویه ندیده بودم
(۱) سبابه بابام رو بین انگشت های کوچیکم می‌فشردم و بدو بدو دنبالش می‌رفتم، آخر هر قدمش اندازه سه قدم من بود. چادرم که گلِ ریزِ قرمز بود زمینه‌ی سفیدش، همیشه همراه و همنشین من بود. انگاری دو بال بود برای پرواز. تار های خرمایی موهایم هم همیشه خدا روی پیشانی ام پریشان بودند. همچنانی که دستِ کوچیکم، سفت انگشت بابا را گرفته، و عطرِ بهاریِ باب الجواد به صورتم می‌خورد، چشمم به گوشه کوچیکِ گنبد می‌افتد. بابا مکث کرد، سرم رو بالا گرفتم و دیدم دستی که عقیق و شرف‌الشمس دارد را بر روی سینه گذاشته و زمزمه ای با مولا دارد. تقلید کردم، مثل همیشه، مثل زمانی که سعی می‌کردم مثل بابام قدم بلند بلند بردارم و بهشون بگم: ببین چه خانمی شده دخترت! تقلید کردم تا بهشون بگم: دخترت مثل شما پناهی جز او ندارد. صدای اذان مثل نسیم بهاری خرداد همه جای صحن جامع طنین انداز شد. سلانه سلانه رفتیم‌ سمت فرش های وسط جامع رضوی، بابام قبلش از بین مهر های، جامهری صحن، دنبالِ تربتِ کربلا بود. منم می‌دانستم چه می‌خواهد، روی پنجه های پاهایم ایستادم و دنبالِ مهری بودم که "یاحسین" نقش پشتش باشد. پیدا کردم، انگاری تمام دنیا را دودستی گذاشتند توی طَبَق و تقدیمم کردند. _:بابا بابا... نگاه، مهرِ کربلا... دست کشید روی سرم و گفت: قربون مادرم، دستت برسه به ضریح امام حسین... برای خودم هم مهر تربت پیدا کردم و رفتم تو صف جماعتِ آقایون. مثل همیشه. کنارش ایستادم و.... <من و بابا و امام رضا> @zenoba_hasani
قسم به لحظه نابِ مادرِ امام رضا ع، وقتی بوسه بر بین دو ابروی پسرش می‌زند و عطر تنِ نوزادِ تازه به دنیا آمده اش را میان سینه حبس میکند. @zenoba_hasani
قسم به لحظه نابِ آهویِ خسته در صحرا، که خوفِ شکارچی امانش را برده، که فکرِ بچه شیرخواره‌اش نگرانی اش را دو چندان کرده. قسم به مولا وقتی عبایش به رقصِ صبا در آمده. محاسنِ جوگندمی اش بر جبین ریخته شده و چشمانش در پی آن شکارچی. تیز چشمانش را قفلِ سلاحِ او می‌کند، لرزشِ خوفی که تا قبل از آن برجانِ آهوی صحرا بود، حالا در وجود شکارچی نشانده شده. @zenoba_hasani
https://eitaa.com/beraeeofhearts/66 خواهر و همسفرم...🥺💖
سلام و نور چشمهایت وقت بخیر... بله... نامه های بلوغ رو تا نصفه مطالعه کردم... از اونجایی که اقای صفایی حائری رو نباید خواند و باید زندگی کرد، نشد که بیشتر بخونم... ولی کتاب های زیادی از ایشون دارم که قصد جدی برای مطالعشون دارم... به خاطر هدفم که معلمی و تدریسه... شما دعا بفرمایید... الان عکس کتاب هایی که دارم رو براتون می‌فرستم.
منتظرم اخبات تموم شه و برم سراغ بقیه کتاب ها...🥲✨ البته حجاب رو دارم با خواهرم میخونم...