eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
230 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
مثلا حضرت علی اصغر با اون دست و انگشت های کوچیکش، دست ما رو بگیره.
مثل همون موقع که رباب شیره جانش را به او میداد و برای تشکر انگشت اشاره رباب رو سفت میگرفت.
مثلا میخندی و دل اهل حرم برای تو می‌رود.
مثل وقتی که علی اکبر داشت علم خیمه را میزد، با خنده ات قند در دلش اب شد. داشتی برای بابا دلبری می‌کردی. خستگی راه از دل بابا برمی‌چیدی...
مثلا زیر خیمه خواباندنت و رقیه خاتون داره باهات بازی می‌کند گیس بافته شده رقیه وقتی بوسه می‌چینه از گونه ات می‌ریزد روی صورتت، نزدیک است گریه شوی. رباب سمتت می‌دود بغلت میکند و صورتت با می‌چسباند به سینه و برایت لالایی می‌خواند.
مثل وقتی که اب بود.
عمو بود.
بابا بود.
عمه قدِ حیدری‌اش خم نشده بود.
علی اکبر و قاسم با عبدالله بازی می‌کردند و صدای خندشون عرش خدا رو نور و نوار می‌بست.
مثلا شنیدی صدای هل من ناصر بابا رو. صدای گریه ات از صدای رجز خوانی عباس ع در میدون بالاتر رفت.
مثل وقتی که همه رفته بودند و طاقت دیدن تنهایی مولا رو نداشتی.