ادب داشت.
حتی لب به اب نزد...
مولایم تشنه باشد و من آب نوشم!؟
مولایم تیره و تار ببیند و من با قطره ای بینا و توانا شوم؟!
هرگز!
عقلی که عاشق شد و ادب فرا گرفت، جوانمرد خواهد شد.
ادب داشت.
یک عمر برادرش را با اسم صدا نزد. یک عمر کمتر از مولا به امام و برادرش نگفت.
اون موقع وقتی مستأصل و ناچار شد. از دلش جوشش مهر برادری بالا گرفت.
به مولایش گفت برادر به فریادم برس.
اخا ادرک اخا...ک
صحنه ای عاشقانه تر از این هست!؟
(اقای عشق و ادب )
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
یکی که عاشق باشد و مودب در برابر محبوب باشه، چه شکلیه!؟
واقعا زیبا نیست!؟
مثل قرص قمر
مثل نسیم صبحگاهی
مثل سرو و سپیدار
مثل چلچله پرندگان...
اخ مولا چه کشیدی از رفتن یارانت...
فقط تصور کنید.
وقتی با معشوقش حرف میزند چشمش هرگز خیره نمی ماند فقط به خاک نگاه میکند.
به احترام معشوقش بر میخیزد.
سلام را که در میان دو لبش تراوید بوی گلاب و بهشت پیش از نوای سلام که به گوش برسد، به مشام خواهد رسید.
تمام هوش و حواسش به دو لب معشوق هست تا گر طلب جان کند، بی هیچ کلامی، فدا کند.
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کربلا از زمان و مکان بیرون است و
اگر تو میخواهی که به کربلا برسی،
باید از خود و بستگی هایش،
از سنگینیها و ماندنها گذر کنی
و از زمان و مکان و
مقتضیات آنها فراتر روی
و غل و زنجیر جاذبههای دنیایی را
از پای ارادهات بگشایی
و هجرت کنی.
حبِّ حسین در دلی که
خود پرست است
بیدار نمیشود!
-شهید آوینی
*و الله یحرمکم دموعاً يا اهل القوم....